تحصن

در مفهوم نخستین، به معنای پناه‌جویی و در‌حصار‌شدن در مکانی امن و مورد احترام است. ریشه‌های این عمل را می‌توان در سنت بست‌نشینی جست‌وجو کرد که طی آن افرادِ تحت تعقیق، ظلم‌دیده یا معترض، برای درخواست دادخواهی یا تحصیل مصونیت، به اماکن مقدسی نظیر آرامگاه امامان و امامزادگان، یا حتی اماکن مهم غیرمذهبی مانند خانه‌های اشراف و اصطبل‌های سلطنتی پناه می‌بردند. این مکان‌ها به‌عنوان حرم امن تلقی شده و تعرض به پناهندگان، نقض حرمت آن جایگاه محسوب می‌شد.

با گذر زمان، این مفهوم تکامل یافته و شکلی آشکارا سیاسی به خود گرفت. تحصن در معنای مدرن، به‌ویژه از دوره قاجار به بعد، عمدتاً به‌عنوان اقدامی دسته‌جمعی و سازمان‌یافته برای اعتراض علیه حکومت یا تصمیمات خاص، در مکانی نمادین و پراهمیت نمود پیدا کرد. در این شکل، تحصن‌کنندگان با اقامت داوطلبانه و طولانی در مکانی مانند سفارتخانه‌های خارجی، تلگرافخانه‌ها یا مجلس، خواسته‌های خود را به‌صورت مسالمت‌آمیز طرح می‌کردند. این تحول، سبب تمایز تدریجی این اصطلاح از بست‌نشینی سنتی شد.

اگرچه بست‌نشینی از نظر تاریخی و معنایی قرابت دارند، اما در کارکرد و ماهیت تفاوت‌های مهمی دارند. بست‌نشینی بیشتر جنبه‌ای فردی یا قضایی داشت و هدف غایی آن در امان ماندن از مجازات یا کسب حمایت بود؛ در حالی که تحصن، رویکردی جمعی، آگاهانه و سیاسی با هدف اعمال فشار برای ایجاد تغییر است. این تمایز، تحصن را به یکی از اشکال مبارزات مدنی و اعتراضات سازمان‌یافته در تاریخ معاصر ایران تبدیل کرده است.

لغت نامه دهخدا

تحصن. [ ت َ ح َص ْ ص ُ ] ( ع مص ) حصار گرفتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). در حصن شدن. ( منتهی الارب ). در حصار شدن. ( غیاث اللغات ). در حصن داخل شدن. ( ناظم الاطباء ). حصن گرفتن مرد برای خود. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). || به جایی که مورد احترام است پناه جستن، مانند مزار ائمه یا خانه شاهی یا وزیری یا عالمی. بست نشستن. || حِصان گردیدن. ( منتهی الارب ). حصان گردیدن اسب. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). شایسته و حصان یعنی فحل نجیب گردیدن اسب. ( ناظم الاطباء ). || عفت نمودن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( مجمل اللغة ). حَصان گردیدن زن. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). پارسا گردیدن یا شوهر کردن زن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(تَ حَ صُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) به جایی پناه بردن، بست نشستن.

فرهنگ عمید

۱. (سیاسی ) به جایی پناهنده شدن.
۲. (سیاسی ) بست نشستن.
۳. [قدیمی] در حصار شدن.
۴. [قدیمی] در جای استوار و محکم قرار گرفتن.

فرهنگ فارسی

درحصارشدن، بجائی پناهنده شدنبست نشستن
۱- ( مصدر ) در پناه شدن پناه جستن. ۲- بدزنشستن در قلعه پناه گرفتن. ۳-( اسم ) دز نشینی دژ نشینی. جمع تحصنات.

دانشنامه آزاد فارسی

تحصّن
رجوع شود به:بست نشینی

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] پناه بردن به جای مورد احترام مانند مزار امام و امامزاده، و نیز نوعی اقامت یا توقف دسته جمعی در یک مکان مهم مانند خانه شاه یا وزیر یا عالم، به نشانه اعتراض سیاسی را تحصن گویند.
این واژه در لغت به معنای پناه گرفتن در قلعه و در حصارشدن است.
تحصن با مفاهیم بست و بست نشینی قرابت معنایی دارد و گاه به معنای بَست و بست نشینی آمده است.
پیشینه تحصن
تحصن ابتدا به مفهوم بست نشینی بود، اما به مرور زمان مفهوم متمایزی پیدا کرد و بیش تر در قالب اعتراض سیاسی ظاهر شد، هرچند که بست نشینی نیز گاه همین کارکرد را داشت.
بست نشینی در ابتدا به مفهوم پناه بردن افراد مجرم یا مغضوب یا مظلوم به مکان محترم و غالباً مقدّس، برای دادخواهی یا مصون ماندن از تعرض بود.
بتدریج در مکانهای خاص دیگری، همچون زرادخانه ها و اصطبلها و طویله های شاهان و اعیان و سفارتخانه ها و تلگرافخانه ها، نیز بست نشینی می شد.
در طی زمان از مفهوم بست نشینی مفاهیم دیگری، همچون تحت الحمایگی و مصونیت و اعتصاب و امان و کاپیتولاسیون و بیمه و تحصن، پدیدار شد که شکل رسمیتر و قانونیتر یافتند.
تحت الحمایگی و کاپیتولاسیون در چارچوب حقوق بین الملل و اعتصاب و بیمه و تحصن در قوانین اساسی داخلی، حدود قانونی دارند.
← در دوره قاجار
مهم ترین تحصنهای سیاسی، در دوره قاجار و قبل از مشروطیت بود که در پیروزی نهضت مشروطه اثر مهمی داشت و از جمله آنهاست تحصن تجار در سفارت انگلیس به منظور درخواست از مظفرالدین شاه (حک: ۱۳۱۳ـ۱۳۲۴) برای تأسیس مجلس و اجرای احکام شرع و برقراری عدل و آزادی.
← تحصن در سفارت انگلیس
...
[ویکی اهل البیت] این صفحه مدخلی از دانشنامه جهان اسلام است
تَحَصُّن. پناه بردن به جای مورد احترام مانند مزار امام و امامزاده و نیز نوعی اقامت یا توقف دسته جمعی در یک مکان مهم مانند خانه شاه یا وزیر یا عالم، به نشانه اعتراض سیاسی.
این واژه در لغت به معنای پناه گرفتن در قلعه و در حصارشدن است. تحصن با مفاهیم بست و بست نشینی قرابت معنایی دارد و گاه به معنای بَست و بست نشینی آمده است.
تحصن ابتدا به مفهوم بست نشینی بود، اما به مرور زمان مفهوم متمایزی پیدا کرد و بیشتر در قالب اعتراض سیاسی ظاهر شد، هر چند که بست نشینی نیز گاه همین کارکرد را داشت. بست نشینی در ابتدا به مفهوم پناه بردن افراد مجرم یا مغضوب یا مظلوم به مکان محترم و غالباً مقدّس، برای دادخواهی یا مصون ماندن از تعرض بود. بتدریج در مکانهای خاص دیگری همچون زرادخانه ها و اصطبلها و طویله های شاهان و اعیان و سفارتخانه ها و تلگرافخانه ها نیز بست نشینی می شد.
در طی زمان از مفهوم بست نشینی مفاهیم دیگری، همچون تحت الحمایگی و مصونیت و اعتصاب و امان و کاپیتولاسیون و بیمه و تحصن، پدیدار شد که شکل رسمیتر و قانونیتر یافتند. تحت الحمایگی و کاپیتولاسیون در چارچوب حقوق بین الملل و اعتصاب و بیمه و تحصن در قوانین اساسی داخلی، حدود قانونی دارند.
تا اواسط دوره قاجار غالباً برای دادخواهی بست نشینی می شد، اما با تحولات سریع و رشد آگاهیهای سیاسی و اجتماعی ــ که عمدتاً بر اثر تماس با غرب صورت گرفت ــ مکانهای امن و خاص، محل اعتراضهای سیاسی علیه دولت شد.
علاوه بر این، برخی از مراکز همچون سفارتخانه ها و تلگرافخانه ها ــ که از طریق امتیازات اقتصادی به کشورهای خارجی واگذار شده بود ــ به تدریج به عنوان مراکز تبلیغاتی آن کشورها به محل تحصن مخالفان دولت تبدیل شد. نفوذ اندیشه های تجددطلبی از کشورهای اروپایی و قفقاز، زمینه ساز ایجاد و گسترش تشکلها و اتحادیه های سیاسی و اقتصادی شد که از آن به بعد هستة اصلی مبارزات سیاسی را در قالب اعتصاب و تحصن شکل دادند.
در 1264/1848 اعیان و بزرگان کشور از ظلم حاجی میرزا آقاسی، وزیر محمدشاه به سفارت انگلیس و روس پناهنده شدند و در آنجا بست نشستند و خواستار عزل او از محمدشاه شدند. از آن زمان تحصن در سفارتخانه ها برای اعتراض به دولت رایج گردید.

ویکی واژه

به جایی پناه بردن، بست نشستن.

جمله سازی با تحصن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این بقعه در دوره قاجار محل بست نشینی مقصرین بوده و در دوره مشروطه محل تحصن و تظاهرات مردم به شمار می‌آمده‌است.