لغت نامه دهخدا
تبلیغاتی. [ ت َ ] ( ص نسبی ) از نظر تبلیغات. از جهت تبلیغ: نطق های تبلیغاتی. || در تداول عامه، اغراق آمیز. توأم با گزافه.
تبلیغاتی. [ ت َ ] ( ص نسبی ) از نظر تبلیغات. از جهت تبلیغ: نطق های تبلیغاتی. || در تداول عامه، اغراق آمیز. توأم با گزافه.
از نظر تبلیغات از جهت تبلیغ نطق های تبلیغاتی. یا در تداول عامه اغراق آمیز توام با گزافه.
💡 احمدینژاد در انتخابات دوره ششم ریاست جمهوری و دورهٔ دوم هاشمی رفسنجانی، زمانی که استاندار اردبیل بود، از مسئولان ستاد تبلیغاتی هاشمی در تهران بود.
💡 پس از مرگ او تصویر العدنانی در جلد اولین شماره مجله تبلیغاتی جدید داعش به نام رومیه قرار گرفت که زندگی او را جهادی خواند و «شهادت» وی را ستود. بارها اعلام شد که کشته شدن العدنانی فقط داعش را تقویت خواهد کرد زیرا افراد زیادی هستند که راه او را دنبال کرده و جایگزین او شوند.
💡 ایرانیان مقیم شهر لس آنجلس دارای امکانات وسیع مالی و تبلیغاتی هستند، بهصورتی که تنها در شهر لس آنجلس هماکنون بیش از ۳۰ شبکه بیست و چهار ساعته فارسیزبان وجود دارد.[نیازمند منبع]
💡 بریتنی اسپیرز خواننده و ترانهنویس آمریکایی است که تاکنون نه آلبوم استودیویی، هفت آلبوم گردآوریشده، ۴۱ تکآهنگ، ۹ تکآهنگ تبلیغاتی منتشر کردهاست و در سه فیلم به عنوان بازیگر مهمان حضور داشتهاست. اسپیرز در سال ۱۹۹۷، به منظور شروع فعالیت خود، یک قرارداد با ناشر آمریکایی جایو رکوردز امضاء کرد.