لغت نامه دهخدا
بیابان گرد. [ گ َ ] ( نف مرکب ) کسی که در بیابان زیست میکند. صحراگرد باشد. بدوی. چادرنشین:
کرد صحرانشین کوه نورد
چون بیابانیان بیابان گرد.نظامی.
بیابان گرد. [ گ َ ] ( نف مرکب ) کسی که در بیابان زیست میکند. صحراگرد باشد. بدوی. چادرنشین:
کرد صحرانشین کوه نورد
چون بیابانیان بیابان گرد.نظامی.
(گَ ) (ص مر. ) بدوی، چادرنشین.
۱. کسی که در بیابان ها می گردد.
۲. کسی که در بیابان زندگی می کند.
۳. چادرنشین.
( اسم صفت ) کسی که در بیابان زیست میکند صحرا گرد بدوی چادرنشین.
بدوی، چادرنشین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میکشند از داغ سودایت خردمندان شهر آنچه مجنون بیابان گرد صحرایی کشید
💡 می دهد خضر حیات از عالم آبم هراس این بیابان گرد قصد ره زدن دارد مرا
💡 اهلی تو گهی قبول جانان گردی کاشفته صفت گرد بیابان گردی
💡 نرسد شهر به داد دل مجروح، مرا خوش نمک زخم من از شور بیابان گردد
💡 به چشم هر که چو مجنون شود بیابان گرد سواد شهر بود آیه عذاب تمام
💡 غزال دشت پیمایی بیابان گرد نخجیری عداوت جوی بی رحمی ز سر تا پای تزویری