بی خانمان

بی‌خانمان یا بی‌سرپناه به افرادی اطلاق می‌شود که فاقد مسکن دائمی برای زندگی و آسایش هستند. این افراد معمولاً از دسترسی به مسکن مناسب، امن و استاندارد محروم‌اند و در جامعه ایران به آن‌ها کارتن‌خواب نیز گفته می‌شود. تعریف قانونی بی‌خانمانی در کشورهای مختلف یا در حوزه‌های قضایی یک کشور ممکن است متفاوت باشد. واژه بی‌خانمان به افرادی اطلاق می‌شود که شب را در یکی از مکان‌های زیر سپری می‌کنند: پناهگاه‌های بی‌خانمان، خانه‌های امن در برابر خشونت خانگی، اقامت طولانی‌مدت در مسافرخانه‌ها، خودروها، املاک تصرف‌شده، جعبه‌های مقوایی، شهرک‌های چادری، سرپناه‌های برزنتی ساخته شده از مواد دورریختنی یا هر نوع دیگر از مسکن موقتی. بر اساس تعریف خیریه ملی بی‌خانمان‌های بریتانیا، خانه تنها یک فضای فیزیکی نیست، بلکه شامل ریشه‌ها، هویت، احساس امنیت و حس تعلق نیز می‌شود و مکانی برای بهزیستی عاطفی فرد است. دولت ایالات متحده در سرشماری بی‌خانمان‌ها، افرادی را که در مکان‌های عمومی یا خصوصی می‌خوابند که برای کاربر مناسب نیست، نیز به عنوان بی‌خانمان در نظر می‌گیرد. بی‌خانمان، این رمان نوجوانانه، اثر هکتور مالو، به زبان فرانسوی در سال ۱۸۷۸ منتشر شده است. جذابیت بی‌پایان این داستان عاطفی و به نوعی تربیتی، ناشی از احساس عمیق نویسنده نسبت به رنج‌های انسانی است. شخصیت اصلی، رمی، یک کودک سرراهی است که فرزند یک بانوی متشخص انگلیسی به شمار می‌رود و تنها یک بار در سفرهای طولانی مادرش با او ملاقات کرده است. رمی به گروهی از هنرمندان سیار به رهبری پیرمردی به نام ویتالیس، که لهجه ایتالیایی دارد، ملحق می‌شود. پس از مرگ ویتالیس به دلیل سرما، رمی به نزد باغبانی پیر می‌رود که دخترش به رمی علاقه‌مند شده است. اما با از بین رفتن محصولات باغبان به دلیل تگرگ، رمی ناچار می‌شود دوباره سفر کند. داستان پس از ماجراهای هیجان‌انگیز و سفرهای طولانی، به پایان خوشی می‌رسد: رمی در لندن پدر و مادرش را پیدا می‌کند و در قصر خانوادگی‌اش آرام می‌گیرد و با دختر باغبان که در واقع لال مادرزاد نبوده، ازدواج می‌کند.

فرهنگ عمید

۱. آن که خانه و زندگانی و زن و فرزند ندارد.
۲. آواره، دربه در.

جملاتی از کلمه بی خانمان

کدام روز بیک جا قرار داشت دلم همیشه این دل بی خانمان هوائی بود
خسته و مشکل علاج کم زر و پر احتیاج راجل بی‌دست و پا مفلس بی خانمان
گفت ای به زیر خاک نهان گشته یا حیسن بنگر ز شام، زینب بی خانمان رسید