بهره ور

کلمه‌ی «بهره‌ ور» در فارسی به معنای بهره‌بر، سودبرنده، بهره‌مند و کسی است که از چیزی فایده، نتیجه یا منفعتی به دست می‌آورد. این واژه از ریشه‌ی «بهره» گرفته شده و معمولاً برای توصیف افرادی به کار می‌رود که در کار، تلاش یا موقعیتی خاص، به نتیجه‌ای مثبت دست یافته و از آن سود مادی یا معنوی می‌برند. «بهره‌ ور» هم جنبه‌ی اقتصادی دارد و هم جنبه‌ی شخصی و معنوی؛ یعنی می‌تواند هم به کسی اشاره کند که از امکانات، فرصت‌ها یا منابع، بهره و سود می‌گیرد و هم به فردی که در مسیر تلاش خود کامیاب و موفق می‌شود. این کلمه در بسیاری از متون رسمی و ادبی، نشانه‌ی فردی است که از تلاشش ثمر دیده و به مرحله‌ی ثمربخشی رسیده است. در گفتار روزمره، زمانی که می‌گویند «فردی بهره‌ ور است»، منظور این است که او از موقعیت‌هایش به‌خوبی استفاده کرده و نتیجه‌ی قابل‌توجهی به دست آورده است. همچنین در حوزه‌ی مدیریت و اقتصاد، «بهره‌ ور» برای توصیف کسی یا چیزی به کار می‌رود که عملکردی کارآمد و پربازده دارد. از نظر معنایی، این واژه نزدیکی زیادی با اصطلاحاتی همچون «سودبرنده»، «بهره‌مند»، «ثمر‌یافته» و «کامیاب» دارد و بار معنایی مثبت و سازنده‌ای را منتقل می‌کند.

لغت نامه دهخدا

بهره ور. [ ب َ رَ / رِ وَ ] ( ص مرکب ) محظوظ و کامران و نیک بخت و کامیاب. ( ناظم الاطباء ). سودبرنده. کامیاب. برخوردار.بهره بر. بافایده. ( یادداشت بخط مؤلف ):
ببخشیدشان جامه و سیم و زر
ببودند زو هریکی بهره ور.فردوسی.همچنو ما همه از نعمت او بهره وریم
پس چو نیکونگری نعمت او نعمت ماست.فرخی.نه چاهی را بگه دارد نه گاهی را بچه دارد
ز عفوش بهره ورتر هرکه او افزون گنه دارد.فرخی.خرمردمند هر سه نه مردم نه خر تمام
از هر دو نام همچو شترمرغ بهره ور.سوزنی.بهره ورند از سخات اهل صلاح و فساد
زاهد و عابد چنانک مفلس و قلاش ورند.سوزنی.که ای بهره ور موبد نیکنام
چرا پیش از اینم نگفتی پیام.سعدی.از آن بهره ورتر در آفاق کیست
که در ملک رانی به انصاف زیست.سعدی.|| بهره دار. بافایده. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

( ~. وَ ) (ص مر. )۱ - بهره بر. ۲ - بهره - دار، بافایده. ۳ - سودبرنده. ۴ - کامیاب.

فرهنگ عمید

بهره دار، دارای بهره، سودبرنده.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - بهره بر. ۲ - بهره دار بافایده. ۳ - سود برنده. ۴ - کامیاب.
بهره بر، بهره بردار، دارای بهره، سودبرنده

فرهنگ اسم ها

اسم: بهره ور (پسر) (فارسی) (تلفظ: bahrevar) (فارسی: بَهره‌ور) (انگلیسی: bahrevar)
معنی: بهره مند، کامیاب، ( بهره، ور ( پسوند دارندگی ) )

فرهنگستان زبان و ادب

{benefactive, beneficiary, benefactor} [زبان شناسی] نقش معنایی موضوعی که از رویداد فعل بهره مند می شود

ویکی واژه

بهره بر.
بهره - دار، بافایده.
سودبرنده.
کامیاب.

جمله سازی با بهره ور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 داده ام از کف ره دنیا و دین خود نه از ن بهره ورم، نه ازین

💡 که فرزند ازان چون شود بهره ور رسد راحت آن به جان پدر

💡 وسائل نقله هدایت اتوماتیک بهره وری را افزایش و هزینه را به وسیله اتوماسیون امکانات تولد یا انبر کاهش می‌دهند.

💡 گروو در کتاب مدیریت با بازده بالا، توصیه‌های مهمی به مدیران (به‌خصوص مدیران میانی) می‌کند. وی معتقد است که مدیران باید بتوانند با بهبود عملکرد زیردستانشان، به کسب و کار شرکت رونق بدهند و بهره وری را بالا ببرند.

💡 چو کرد آن یلان را به خوبی گسی شد از خواسته بهره ور هر کسی

شما یعنی چه؟
شما یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز