به سر بردن

مترادف‌ها

گذراندن، سپری کردن

فرهنگ معین

(بِ. سَ. بُ دَ ) (مص ل. ) ۱ - گذراندن. ۲ - به جا آوردن وعده.

ویکی واژه

گذراندن.
به جا آوردن وعده.

جمله سازی با به سر بردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دَمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمی‌ارزد به می بفروش دلقِ ما کز این بهتر نمی‌ارزد

💡 اگر دانستمی کز تو توانستی به سر بردن به دست آوردمی یاری اگر از هر کجا بودی

💡 هزاران شب به سر بردند با هم شمع و پروانه تو هم ای شمع شب‌خیزان شبی با ما به پایان بر

💡 با کلفت دل باید تا مرگ به سر بردن در راه نفس یارب آیینه چرا بستم

💡 یا زشت بود گویی در کیش نکورویان یک عهد به سر بردن یک قول وفا کردن

💡 او تصمیم گرفت تمام تعطیلات تابستانی خود را در کنار خانواده و در طبیعت آرام با مطالعه کتاب‌های مفیدی که می‌خواست، به سر ببرد.

💡 بسیاری از افراد ترجیح می‌دهند اوقات فراغت خود را با یادگیری مهارت‌های جدید یا انجام فعالیت‌های ورزشی مختلف در باشگاه‌های محلی به سر ببرند.

💡 برای اینکه بتوانیم دوران جوانی خود را به بهترین نحو و با رضایت کامل به سر ببریم، باید با برنامه‌ریزی دقیق و تلاش مستمر به دنبال اهداف باشیم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران