جنيب

لغت نامه دهخدا

جنیب.[ ج َ ] ( ع اِ ) اسب کتل. ج، جنائب، جَنَب. || ( ص ) فرمان بردار. ( منتهی الارب ). هر مطیع و فرمانبردار. || غریب. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( دهار ). || دور و بعید. || نوعی از خرمای جید. || دردمندپهلو، گویند: رجل جنیب. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

اسب کتل یا فرمان بردار یا غریب

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] جنیب اسب یدک می باشد.از آن در باب طهارت استفاده شده است.
جنیب به چارپایی همچون اسب اطلاق می‏شود که سواره نظام در میدان جنگ آن را یدک می‏کشد تا در مواقع‏ لزوم از آن استفاده کند.
احکام جنیب
در اینکه جنیب جزو سلب (وسائل شخصی مقتول در جنگ که از آنِ قاتل است) به شمار می‏رود یا نه، اختلاف است. برخی گفته‏اند: در صورتی که افسار آن در دست رزمنده باشد جزو سلب محسوب می‏گردد «۲»

جمله سازی با جنيب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اسماعیل مطر ابراهیم خالص اجنیبی (به عربی: إسماعيل مطر إبراهيم خميس الجنيبي) یا به اختصار اسماعیل مطر (زادهٔ ۷ آوریل ۱۹۸۳)؛ بازیکن فوتبال اهل امارات متحده عربی است. که در باشگاه الوحده امارات بازی می‌کند

دقت یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز