عمل کردن

لغت نامه دهخدا

عمل کردن. [ ع َ م َ ک َدَ ] ( مص مرکب ) انجام دادن. کاری کردن:
چو خسرو دید کایام آن عمل کرد
کمند افزود و شادروان بدل کرد.نظامی.چون عمل کردی شجر بنشاندی
اندر آخرحرف اول خواندی.مولوی. || به کار بردن. معمول داشتن. بجای آوردن. بکار بستن: به قانون عمل کردن، به دستور عمل کردن، به فرمان عمل کردن، به فتوی عمل کردن: عالمی است که تقریر مسائل شرعی می کند، مردمان بدو عمل کنند و خود بدو عمل نمی کند. ( قصص الانبیاء ص 171 ).تا به گفتار خود عمل نکنی در دیگران اثر نکند. ( گلستان سعدی ). دیگر آنکه علم آموخت و عمل نکرد. ( گلستان ). هرکه علم خواند و عمل نکند بدان ماند که گاو راندو تخم نیفشاند. ( گلستان ). || کار کردن. ( ناظم الاطباء ). اثر کردن.
- عمل کردن مزاج؛ اجابت مزاج.
- عمل کردن مسهل؛ اثر کردن مسهل بر معده و اجابت کردن آن. کار کردن معده. راندن شکم.
|| عمل جراحی کردن. دستکاری و جراحی کردن در اندامی. || ( اصطلاح نحو ) رفع یا نصب یا جر کلمه بعد را سبب شدن. رجوع به عامل شود. || امتحان نمودن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) رفتار کردن انجام دادن: اقبال تو بلندی نمود و خدای تعالی به مصلحت خود عمل کرد...

ویکی واژه

operare

جمله سازی با عمل کردن

💡 اتحاد مبارزان کمونیست سه سال پس از تأسیس و در پی سرکوب فزاینده از سوی جمهوری اسلامی، مقر خود را به کردستان عراق برده و به عنوان متحد ایدئولوژیک و عملیاتی کومله عمل کردند و سرانجام در سال ۱۳۶۱ امک، و کومله با اتحاد با یکدیگر و سایر برخی منفردین حزب کمونیست ایران را تشکیل دادند.

💡 روان‌کارها به شدت بر میزان اصطکاک و سایش تأثیر می‌گذارند؛ بنابراین در مقدار نیروها و جریان فلز به داخل حفره‌ها مؤثرند. همچنین به عنوان حائل حرارتی بین قطعه داغ و قالب نسبتاً خنک عمل کرده، باعث پایین آمدن نرخ خنک شوندگی قطعه و بهبود جریان فلز می‌گردد. نقش مهم دیگر روان‌کار عمل کردن به عنوان عامل جدایش و جلوگیری‌کننده از چسبیدن قطعه به قالب می‌باشد.

💡 کتب جادویی منتشر شده توسط لویی به خصوص بعد از مرگ او بسیار موفق عمل کردند. مهبوبیت احضار روح در دهه ۱۸۵۰ میلادی در اروپا به این موفقیت کمک به سزایی کرد.

💡 نیز عایشه گفت: فاطمه از ابوبکر سهم خویش را از خیبر و فدک و صدقه ی مدینه که پیامبر بازنهاده بود، میخواست. اما ابوبکر امتناع کرد و گفت: من در عمل کردن بدان چه رسول خدا (ص) بدان عمل میکرده است، درنگ نمی کنم.