عطوف
کلمه عطوف در زبان فارسی به معنای محبت، مهر و علاقه است. این واژه به طور خاص به احساسات مثبت و گرم نسبت به دیگران اشاره دارد و میتواند به معنای محبت و دلسوزی نیز به کار رود.
در برخی از متون ادبی، عطوف ممکن است به معنای توجه و محبت عمیق نسبت به کسی یا چیزی نیز استفاده شود. به طور کلی، این کلمه به احساس مهربانی و نیکوکاری که انسان ها نسبت به یکدیگر دارند، اشاره دارد.
مترادفها
مهربان، دلسوز، رئوف، با محبت
متضادها
بیرحم، سنگدل، بیعاطفه
فرهنگ معین
(عَ ) [ ع. ] (ص. ) مهربان، مشفق.
فرهنگ عمید
مهربان، مشفق، نیکوکار.
۱. میل کردن به سوی چیزی.
۲. مهربانی کردن.
فرهنگ فارسی
میل کردن بسوی چیزی، مهربانی کردن، مهربان، مشفق ونیکوکار
( صفت ) مهربان مشفق.
عطف است در تمام معانی
جمله سازی با عطوف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نیمروز (یا سیستان) همچنان که در دورهٔ اسلامی یکی از نقاط آباد و زرخیز کشور بودهاست، در دورانهای قبل از اسلام نیز از لحاظ اقتصادی و اجتماعی پیشرفته بوده و توان مندیهای اقتصادی اش همواره توجه کشورگشایان و فاتحان شرق و غرب را به خود معطوف میداشتهاست. چنانکه کوروش هخامنشی و اسکندر کبیر و دیگر جهانگشایان برای فتح آن اقدام به لشکرکشی نمودند.
💡 بیشتر زائران این امامزاده مردم محلی هستند. با توجه به محل زیارتگاه، دیگران کمتر از مکان آن اطلاع دارند. نداشتن صحن، کوچک بودن بنا و نداشتن گنبدو گلدسته یا مظاهر دیگری که زیارتگاه را بناهای مجاور متمایز سازد به این امر کمک میکند و توجه افراد را کمتر به این محل معطوف میسازد.
💡 او مردی بسیار عطوف و مهربان بود که همیشه وقت خود را صرف کمک کردن به کودکان بیسرپرست و نیازمندان محله میکرد تا لبخند را به لبانشان بازگرداند.
💡 معلمی که با روحیهای عطوف و صبور با دانشآموزان برخورد میکند، میتواند محیط آموزشی بسیار امن و مفیدی برای رشد فکری و عاطفی آنها فراهم سازد.
💡 در میان تمام دوستانش، او به عنوان شخصی عطوف شناخته میشد که در سختترین لحظات زندگی، با دلسوزی و مهربانی تمام به دیگران کمک میکرد.