این اسم پسرانه دارای معانی و تاریخچه جالبی است که به شرح زیر میباشد:
معنی اسم
شاهرخ به معنای کسی است که چهرهای با هیبت و شکوه چون شاه دارد. این نام به نوعی به شخصیت و ویژگیهای فردی اشاره دارد که دارای قدرت، عظمت و جذابیت است. افرادی که این نام را دارند به عنوان کسانی با شخصیت قوی و تاثیرگذار شناخته میشوند و میتوانند در محیطهای اجتماعی و حرفهای خود تأثیرگذار باشند.
معنی در شطرنج
در شطرنج، شاهرخ به حرکتی اشاره میکند که در آن اسب به شاه حریف کیش میدهد و همچنین رخ او را تهدید میکند.
شخصیت تاریخی
شاهرخ افشار: شاه ایران از سلسله افشار و نوه نادرشاه، که به دلیل درگیریهای سیاسی و جنگها با مشکلات زیادی مواجه شد و سرانجام در راه تبعید به مازندران درگذشت.
شاهرخ تیموری: پسر و جانشین امیر تیمور گورکانی، که در هرات به سلطنت نشست و توانست تمام ایران و ماوراء النهر را تحت سلطه خود درآورد. او به عنوان یک شخصیت تاریخی مهم در تاریخ ایران شناخته میشود.
شاهرخ. [ رُ ] ( ص مرکب ) ( مرکب از: شاه + رخ ) دارای رخساری چون شاه. شاه منظر. شاه سیما. که رخسارش همانند رخسار شاه است. ( از فرهنگ نظام ). بدیدار چون شاه. شکوهمند: و فرزین چرخ که ماه خوانند به شاهرخ از جمشید فلک که خورشید گویند کلاه برد. ( تاریخ طبرستان )
نام دو تن از خاندان خوقند:شاهرخ اول.۱ ( جل. حدود ۱۱۱۲ ه.ق./حدود ۱۷٠٠ م. ).وی نسب خود را در فرغانه مستقل خواند و سلسله خوقند را تاسیس کرد. یا شاهرخ دوم. ( جل. ۱۱۸۴ ه.ق./ ۱۷۷٠ م.- ف. ۱۱۸۴ ه. ق./ ۱۷۷٠ م.? )
( اسم ) ۱ - رخ شطرنج. ۲ - کشت دادن شاه و زدن رخ.
اسم: شاهرخ (پسر) (فارسی) (تلفظ: šāh rox) (فارسی: شاهرخ) (انگلیسی: shah rokh)
معنی: شاه سیما، آن که چهره ای با هیبت و شکوه چون شاه دارد، دارای رخساری چون شاه، شاه منظر، ( در ورزش ) در شطرنج حرکت اسب هنگامی که به شاه حریف کیش دهد و رخ او را نیز به خطر اندازد، ( اَعلام ) ) ( = شاهرخ میرزا ) نام دو تن از شاهان ایران، شاهرخ افشار: شاه ایران [، قمری] از سلسله ی افشار و نوه ی نادرشاه، که به وسیله هواداران شاه سلیمان دوم صفوی دستگیر و کور شد [ هجری]، ولی به زودی از زندان نجات یافت و در خراسان به حکومت خود ادامه داد، در حالی که باقی ایران در دست شاهان زند و سپس آقا محمّدخان بود، سرانجام آقا محمّدخان او را دستگیر و شکنجه کرد و او را در راه تبعید به مازندران درگذشت، شاهرخ تیموری: شاه ایران [، قمری] پسر و جانشین امیر تیمور گورکانی، که در هرات به سلطنت نشست و پس از چندی تمام ایران و ماوراء النهر را زیر سلطه ی خود گرفت، ( در اعلام ) پسر امیر تیمور گورکان، نام پسر امیرتیمور پادشاه تیموری