فرهنگ معین
(اِ. ) جِ دَدَه.
(اِ. ) جِ دَدَه.
{database, DB} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] مجموعه ای از داده های ذخیره شدۀ تحت نظارت یک مدیریت متمرکز که معمولاً مورد استفادۀ چندین کاربر به طور هم زمان و اشتراکی باشد
جِ دَدَه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خدا دادت این چیرهدستی که هست مشو بر خدادادگان چیرهدست
💡 غمزه شوخ تو با دلدادگان از قهر و لطف روز و شب پیدا و پنهان آنچه میدانی کند
💡 قاسم از دلدادگان شوق تست حاکمی، گر نیکویی، گر بد کنی
💡 ذوق خاموشی، دل از کف دادگان دانند چیست از زبان زآن ور نمی افتد که دل دارد جرس
💡 ز پشت دادن ما خصم گو دلیر مشو که تیغ عجز دل از دست دادگان دو دم است
💡 فَانْظُرْ کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ الْمُنْذَرِینَ (۷۳) در نگر که چون بود سرانجام آگاهی دادگان.