حکمفرمایی

حکمفرمایی به معنای تسلط و کنترل بر یک موضوع یا حوزه خاص است. این مفهوم در ابعاد مختلفی از جمله سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به کار می‌رود و به نوعی به قدرت و نفوذ در تصمیم‌گیری‌ها اشاره دارد. در عرصه سیاسی، حکمفرمایی به معنای اعمال قدرت بر ملت‌ها و اداره‌ی امور کشورهاست که می‌تواند شامل سیستم‌های دموکراتیک یا استبدادی باشد. در بعد اقتصادی، این واژه به کنترل بازارها و منابع اشاره دارد که می‌تواند تأثیرات عمیقی بر رفاه اجتماعی و توزیع ثروت داشته باشد. همچنین در زمینه‌های اجتماعی، حکمفرمایی به قدرت‌های فرهنگی و اجتماعی اشاره می‌کند که می‌توانند بر نگرش‌ها و رفتارهای افراد تأثیر بگذارند. در نهایت، این مفهوم به ما یادآوری می‌کند که چگونگی تقسیم و اعمال قدرت می‌تواند بر ساختارهای جامعه و زندگی افراد تأثیرگذار باشد.

مترادف‌ها

فرمانروایی، سلطه، حاکمیت، ریاست

متضادها

محکومیت، تبعیت

فرهنگ معین

(حُ فَ ) [ ع - فا. ] (حامص. ) حکمرانی.

فرهنگ فارسی

حکمرانی.

ویکی واژه

حکمرانی.

جمله سازی با حکمفرمایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ساختمان علمی این کتاب هم تا زمان کشف هندسه‌های نااقلیدسی به عنوان هندسهٔ مطلق حکمفرمایی می‌کرد.

💡 در طول تاریخ، بسیاری از امپراتوری‌های بزرگ با استفاده از قدرت نظامی و سیاست‌های سختگیرانه، سعی در حکمفرمایی بر مناطق وسیع و مختلف داشتند.

💡 برخلاف تصور عمومی، حکمفرمایی یک رهبر مستبد تنها با زور بازو به دست نمی‌آید، بلکه نیاز به کنترل دقیق بر نهادهای اجتماعی و فرهنگی دارد.

💡 آن دیکتاتور تلاش می‌کرد با اعمال محدودیت‌های شدید بر آزادی‌های فردی، حکمفرمایی مطلق خود را بر تمامی ابعاد زندگی شهروندان اعمال و حفظ کند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران