واژه کلا در زبان فارسی معانی مختلفی دارد که بسته به زمینه استفاده، میتواند متفاوت باشد. یکی از معانی رایج آن، به طور کلی یا در مجموع است. به عنوان مثال، وقتی کسی میگوید کلا این کتاب جالب است، به این معناست که به طور کلی نظر مثبتی درباره کتاب دارد، بدون توجه به جزئیات خاص.
اما کلا میتواند به معنای به هیچ وجه یا اصلا نیز به کار رود. برای مثال، اگر فردی بگوید کلا نمیخواهم در این بحث شرکت کنم، این جمله نشاندهنده عدم تمایل او به ورود به موضوع مورد بحث است. این واژه در مکالمات روزمره و غیررسمی بیشتر استفاده میشود و به نوعی تأکید بر رد یک نظر یا ادعا است.
بنابراین، این واژه میتواند در دو زمینه مختلف به کار رود: یکی برای بیان یک نظر کلی و دیگری برای رد یا انکار یک موضوع خاص.
کلا. [ ک ُ ] ( اِ ) کلاه. رجوع به کلاه شود.
کلا. [ ک ُ ] ( اِ ) درختی است از دسته «استر کولیاسه » و از تیره پنیرکیان و بومی نواحی استوایی قاره افریقاست و دانه های آن محتوی الکالوئیدهای محرک است. ( از لاروس ). دانه های آن حس گرسنگی و تشنگی رامی برد ( گل گلاب ). و رجوع به فرهنگ فارسی معین شود.
کلا. [ ک َ ] ( اِ ) وزغ. غوک. ( ناظم الاطباء ). وزق و غوک. ( برهان ). اسم فارسی ضفدع. ( فهرست مخزن الادویه ). وزغ که آن را بگ نیز گویند و غوک نیز خوانند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). و رجوع به کلااو شود. || کوزه بزرگ و آفتابه. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). || اشخار. قلیا. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). || زمینی که در این سال شخم نخورده باشد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
(کُ ) (اِ. ) وزغ، غوک.
(کَ لّ ) [ ع. ] (حر. ) حرف رد و انکار به معنی چنین نیست.
همگی، تماماً.
گیاه.
شبه جزیره ای بزرگ در شمال کشور اتحاد جماهیر شوروی که دریای سفید را از اقیانوس منجمد شمالی جدا میسازد. مساحت آن ۱۲٠٠٠٠ کیلومتر مربع و دارای منابع آهن و فسفاتها میباشد.
حرف ردع وانکارکه درمقام آگاه ساختن مخاطب بربطلان کلام وی گفته میشود، یعنی چنین نیست
تماما همه مقابل جزئ: ( هم. این خزاین آل مظفر کلا بتصرف تیمور در آمد ).
بسیار گیاه گردیدن زمین یا گیاه خواه تر باشد یا خشک
[ویکی الکتاب] معنی کَلَّا: هرگز چنین نیست - حاشا (کلمه کلا به معنای ردع و زیر بار نرفتن است و برای رد و انکار مطالب ما قبل خودش است )
معنی یُوَفِّیَنَّهُمْ: قطعاً به طور کامل به آنان می دهد - قطعاً به طور کامل به آنان پرداخت می کند (اصلش ازکلمه وفاء به معنای تمام است. در عبارت "وَإِنَّ کُـلاًَّ لَّمَّا لَیُوَفِّیَنَّهُمْ رَبُّکَ أَعْمَالَهُمْ " عبارت "إنَّ کلّاً " معادل است با "إن کلهم ": همه آنان (اختلا...
معنی لَمَّا: وقتیکه - هنوز نه - سوگند می خورم به آنچه- إلّا(در عباراتی نظیر "فَلَمَّا ذَهَبُواْ بِهِ "معنی "وقتیکه" می دهد. در عباراتی نظیر "وَلَمَّا یَدْخُلِ ﭐلْإِیمَانُ فِی قُلُوبِکُمْ "معنی "هنوز نه" می دهد در عبارت "وَإِنَّ کُـلاًَّ لَّمَّا لَیُوَفِّیَنَّهُمْ...
ریشه کلمه:
کلل (۳۷۷ بار)
حرف رد و انکار به معنی چنین نیست.
وزغ، غوک.