فرهنگستان زبان و ادب
{functional} [موسیقی] منسوب به کارکرد
{functional} [موسیقی] منسوب به کارکرد
منسوب به کارکرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفتند که آشکارکردی توبه گفتم نه چنان که هم نهانی نخورم
💡 شیوع مسمومیت با کافئین در جمعیت عمومی نامشخص است. در ایالاتمتحده، تقریباً ۷ % از افراد جمعیت ممکن است ۵ علامت یا بیشتر را همراه با اختلال کارکردی هماهنگ با تشخیص مسمومیت با کافئین تجربه کنند.
💡 سیستمهای اسپکت-سیتی بهطور همزمان تصاویر کارکردی و کالبدشناختی از بیمار اخذ میکنند.
💡 نه اندک، کارها بسیار کردی ولی بهر دل خود کارکردی
💡 مراد از اِستِهلاک، به اختصاصیترین معنای آن، ارزش کاهشیافته و عمر کوتاهشدهٔ کالاهای سرمایهای است که از فرسایش ناشی میشود. در معنای گستردهتر، ممکن است اشاره باشد به ارزش کاهشیافته و عمر کوتاهشدهٔ هر کالای سرمایهای یا دارایی که در طول دورهٔ قابلتوجهی از زمان، منشأ خدماتی قرار گرفتهاست. میتوان میان استهلاک ناشی از علل طبیعی و استهلاک ناشی از علل کارکردی فرق گذارد.