کارکردی

مترادف‌ها

عملیاتی، کاربردی

فرهنگستان زبان و ادب

{functional} [موسیقی] منسوب به کارکرد

ویکی واژه

منسوب به کارکرد.

جمله سازی با کارکردی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گفتند که آشکارکردی توبه گفتم نه چنان که هم نهانی نخورم

💡 شیوع مسمومیت با کافئین در جمعیت عمومی نامشخص است. در ایالات‌متحده، تقریباً ۷ % از افراد جمعیت ممکن است ۵ علامت یا بیشتر را همراه با اختلال کارکردی هماهنگ  با تشخیص مسمومیت با کافئین تجربه کنند.

💡 سیستم‌های اسپکت-سی‌تی به‌طور همزمان تصاویر کارکردی و کالبدشناختی از بیمار اخذ می‌کنند.

💡 نه اندک، کارها بسیار کردی ولی بهر دل خود کارکردی

💡 مراد از اِستِهلاک، به اختصاصی‌ترین معنای آن، ارزش کاهش‌یافته و عمر کوتاه‌شدهٔ کالاهای سرمایه‌ای است که از فرسایش ناشی می‌شود. در معنای گسترده‌تر، ممکن است اشاره باشد به ارزش کاهش‌یافته و عمر کوتاه‌شدهٔ هر کالای سرمایه‌ای یا دارایی که در طول دورهٔ قابل‌توجهی از زمان، منشأ خدماتی قرار گرفته‌است. می‌توان میان استهلاک ناشی از علل طبیعی و استهلاک ناشی از علل کارکردی فرق گذارد.

💡 طراحان مدرن تلاش می‌کنند تا اشیاء روزمره را به گونه‌ای بسازند که علاوه بر زیبایی، دارای ویژگی‌های کارکردی و کاربردی برای زندگی روزانه باشند.

💡 در معماری ساختمان‌های اداری، چیدمان مبلمان باید به گونه‌ای باشد که از نظر کارکردی برای انجام فعالیت‌های مختلف کارکنان کاملاً بهینه شود.

💡 انتخاب یک ابزار دیجیتال باید بر اساس نیازهای کارکردی کاربر و میزان راحتی در استفاده از آن، با دقت بسیار زیاد انجام شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران