پردازش
مترادفها
محاسبات، تحلیل، اجرا
لغت نامه دهخدا
پردازش. [ پ َ زِ ] ( اِمص ) توجه. اشتغال:
به سه روز شاه جهان را ز رزم
نبد ایچ پردازش خواب و بزم.فردوسی.ولی این کلمه بیش از یکجای نیامده و ظاهراً تصحیفی است و شاید اصلاً در این بیت پرواش از... بوده است.
فرهنگ معین
(پَ زِ ) (اِمص. ) ۱ - به کاری دست زدن، آهنگ کاری کردن. ۲ - انجام دادن مجموعه ای از عملیات مختلف روی اطلاعات و داده ها در کامپیوتر.
فرهنگ فارسی
( اسم ) آسایش فراغت.
فرهنگستان زبان و ادب
{processing} [رایانه و فنّاوری اطلاعات، مهندسی مخابرات] انجام عملیات بر روی داده ها
جمله سازی با پردازش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ازان چون مهر تابان است حسنش از زوال ایمن که لغزد پای خط ازچهره آیینه پردازش
💡 مگر بندد حجاب عشق چشم چهرهپردازش وگرنه زود دست کوهکن از کار میماند
💡 چو گنگی رو نهد بر روضه آئینه پردازش زبان او همان ساعت چو طوطی می شود گویا
💡 دو سه بریشم از این ارغنون فروتر گیرد که تند میرسد آواز عقل پردازش
💡 حریف گوشه ابروی صیقل نیستم صائب من و آیینه تاری که نتوان داد پردازش
💡 سرعت بالای پردازش در کامپیوترهای جدید باعث شده است که کاربران بتوانند نرمافزارهای سنگین گرافیکی را بدون هیچگونه تأخیری به راحتی اجرا کنند.
💡 در دنیای امروز، پردازش دادههای عظیم توسط هوش مصنوعی میتواند به شرکتها کمک کند تا تصمیمات بسیار دقیقتر و هوشمندانهتری در بازار بگیرند.
💡 سیستمهای پردازش تصویر در دوربینهای پیشرفته، قادرند در کسری از ثانیه هزاران پیکسل را تحلیل کرده و عکسهایی با کیفیت بسیار بالا ثبت کنند.