لسع

لغت نامه دهخدا

لسع. [ ل َ ] ( ع مص ) گزش. گزیدن. گزیدن مار و کژدم و منج. ( تاج المصادر ). گزیدن مار و گژدم ( بحرالجواهر ). زدن و گزیدن از دنبال چنانکه در زنبور و عقرب. گزیدن مار و کژدم. یا لسع نیش زدن صاحب نیش است و لدغ گزیدن به دهان. ( منتهی الارب ). قرص. || اذیت دادن کسی را به زبان و رنجانیدن. ( منتهی الارب ). کسی را بد گفتن. ( تاج المصادر ). || رفتن و سفر کردن. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

(لَ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - گزیدن (مار و عقرب و غیره ). ۲ - اذیت کردن کسی را به زبان.

فرهنگ عمید

گزیدن مار، کژدم و امثال آن.

فرهنگ فارسی

۱- ( مصدر ) گزدیدن ( مارو عقرب وجز آنها ). ۲- اذیت کردن کسی را بزبان. ۳- ( اسم ) گزش. ۴- ایذائ آزار.

ویکی واژه

گزیدن (مار و عقرب و غیره)
اذیت کردن کسی را به زبان.

جمله سازی با لسع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کار و بارش دید نقش کل بگردون گرد روی کای سلیم القلب لافی العیری لافی السعیر

💡 باشگاه فوتبال النصر (به عربی: نادی النصر السعودی) یک باشگاه فوتبال در شهر ریاض در کشور عربستان سعودی است که در لیگ حرفه‌ای عربستان حضور دارد.

💡 السعدیه (به عربی: السعدیة) یک شهرک در عراق است که در خانقین واقع شده‌است. السعدیه ۴۷٬۲۱۳ نفر جمعیت دارد.

💡 السعن (به عربی: السعن) یک منطقهٔ مسکونی در سوریه است که در ناحیه سعن واقع شده‌است. السعن ۳٬۳۶۰ نفر جمعیت دارد.

💡 حضرت نجم السعادت آفتاب مرحمت آن بلند اختر که عرش از ذات او اعظم نبود

بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز