لاذب

لغت نامه دهخدا

لاذب. [ ذِ ] ( ع ص ) لازق. چسبنده. دوسنده. چسفنده. طین لاذب، گل چسبنده.

فرهنگ معین

(ذِ ) [ ع. ] (اِفا. ) چسبنده.

جمله سازی با لاذب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گردون حشمتم را بی اختر و حبک دید همچون خلیل در خواب انی لاذبحک دید

💡 أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَیَأْتِیَنِّی. قرأ ابن کثیر بنونین الاولی مثقلة مفتوحة و الثّانیة مخفّفة مکسورة. فالنّون الاولی دخلت بمعنی التّوکید کما دخلت فی قوله: لاعذبنه لاذبحنه، لانه معطوف علیها، و النّون الثّانیة هی الّتی تلزم یاء الاضافة فی الفعل.

طبیعتگردی یعنی چه؟
طبیعتگردی یعنی چه؟
اکدیان یعنی چه؟
اکدیان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز