زمت. [ زُم ْ م َ ] ( ع اِ ) مرغی است که رنگ به رنگ می گردد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). مرحوم دهخدا در یادداشتی آن را معادل «شوکا» فرانسوی دانسته و در یادداشتی دیگر آرد: مرغی چون کلاغی کوچک با قدی نازک تر و کشیده تر با منقار و چنگل سرخ.
مرغی است که رنگ به رنگ می گردد مرغی چون کغی کوچک با قدی نازک تر و کشیده تر با منقار و چنگل سرخ.
زمت نیای زحمت، اصطلاحی که در دنیای باستانی به معنی مرد کار و تلاش بودهاست. زمت از دو کلمه زم - عت درست شده و از اصطلاحات ایرانیان پیش هندواروپایی است. زم، زمزم و زاموآ با زمت قرابت معنوی دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جُرَیری گوید کار ما بر دو چیز بنا کرده اند یکی آنک مراقبت خدای عَزَّوَجَلَّ را ملازمت کنیم و ظاهر علم نگاه داریم.
💡 فرایندهای مشابهی توسط افراد فعال در حوزهٔ استاندارد «باز» دنبال شدهاست. واژهٔ «باز» توسط جنبش «بازمتن» به محبوبیت رسیده تا با بازیگران قدرتمند در صنعت تعامل کند.
💡 گفتی نوازمت چو بسازی بسوز عشق والله در این امید توان جاودان بسوخت
💡 فرسودگی لبه ها:این نوع فرسودگی ازمتداولترین نوع آن میباشد. که عواملی باعث میشوداین فرسودگی بیشترشود.
💡 در ملامت صد چو یوسف بنده ات شد ای حبیب چون تویی کان نمک چون سازمت یوسف لقب!
💡 با این حال اکسچت همچنان بازمتن بوده و تحت مجوز جیپیال منتشر میشود. بنابراین تعدادی نسخهٔ غیر رسمی موجود است.