دفن کردن

لغت نامه دهخدا

دفن کردن. [ دَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بزیر خاک کردن. بزمین کردن. بخاک سپردن. بگور کردن. چال کردن. خاک کردن. در خاک نهادن. اجتنان. جَن. ( دهار ). طفذ. هدون. ( منتهی الارب ): این خبر [ خبر مادر عبداﷲ ] به حجاج بردند بشگفت بماند و فرمود تا عبداﷲ را فروگرفتند و دفن کردند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 189 ). پایهایش [ حسنک ] همه فروتراشید و خشک شد چنانکه اثری نماند تا بدستوری فروگرفتند و دفن کردند. ( تاریخ بیهقی ص 185 ).
آن ستون را دفن کرد اندر زمین
تا چو مردم حشر گردد یوم دین.مولوی.بس نامور بزیر زمین دفن کرده اند
کز هستیش بروی زمین یک نشان نماند.سعدی.بس که در خاک تندرستان را
دفن کردیم و زخم خورده نمرد.سعدی.و رجوع به دفن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - چیزی را زیر خاک کردن. ۲ - بخاک سپردن مرده بگور کردن میت. ۳ - پنهان کردن.

ویکی واژه

seppellire

جمله سازی با دفن کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ارتش آمریکا پس از اشغال عراق در سال ۲۰۰۳؛ اعلام کرد که ابوعباس در ماه مارس سال ۲۰۰۴ میلادی در اثر سکته قلبی فوت کرد. اسرائیل اجازه دفن او در خاک فلسطین را نداد و او را در قبرستان شهدا سوریه دفن کردند.

💡 جواد در ۲۲۰ ق به دستور معتصم عباسی و توسط ام‌الفضل، دختر مأمون و برادر زاده معتصم، که عنوان همسری او را داشت، مسموم و کشته شد. او را نیز در جوار قبر جدش دفن کردند.

💡 چون مرا به زندان ِ گور محبوس کردی، زینهاریان را به تو باز دادم». چون فضیل را دفن کردند، عیالش همچنان کرد که او گفته بود. دخترکان را آنجا برد و مناجات بسار کرد و بسیار بگریست. همان ساعت امیر یمن آنجا بگذشت با دو پسر خود. ایشان را دید با گریستن و زاری. برسید و گفت: «حال چیست؟»

💡 آندرانیک پنج سال آخر عمرش را در شهر فرزنو می‌زیست تا عاقبت در تاریخ ۳۱ اوت ۱۹۲۷ در سن ۶۲ سالگی درگذشت تصمیم گرفتند که وی را در ارمنستان به خاک بسپارند اما توسط حکومت کمونیستی از این کار جلوگیری شد به ناچار وی را در گورستان پر-لاشز دفن کردند ولی عاقبت در سال ۲۰۰۰ م. باقی‌ماندهٔ جسد وی به ارمنستان انتقال داده شد و در گورستان نظامی یرابلور به خاک سپرده شد.

نماز یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز