لغت نامه دهخدا
درگیری. [ دَ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی درگیر شونده. || گرفتاری. و رجوع به درگیر و درگیر شدن شود.
درگیری. [ دَ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی درگیر شونده. || گرفتاری. و رجوع به درگیر و درگیر شدن شود.
حالت و چگونگی درگیر شونده گرفتاری
{engagement} [علوم نظامی] زدوخورد با نیروهای دشمن بدون در نظر گرفتن محدودیت زمانی و شدت آن
درگیری (فیلم ۲۰۱۶). درگیری ( عربی: اشتباک ) یک فیلم به کارگردانی محمد دیاب است که در سال ۲۰۱۶ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به نیللی کریم اشاره کرد. این فیلم منتخب چند جشنواره از قبیل جشنواره فیلم کرالا، جشنواره فیلم کن ۲۰۱۶ و چند جشنواره ی دیگر بوده است.
داستان این فیلم در زمان آشوب های پس از برکناری محمد مُرسی رئیس جمهور مصر جریان دارد و ماجرای تعدادی از بازداشت شدگان سیاسی و اجتماعی را دنبال میکند که ماموران فکر می کنند، آنها عضو اخوان المسلمین هستند و به همین دلیل، آنها را پشت یک کامیون ۸ متری پلیس زندانی می کنند.
conflitto
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر سر او را بزر و سیم درگیری رواست این سراپا سیم انداز زر اندوز را
💡 بخش دوم: که از آیه ۲ تا ۱۰ است ماجرای درگیری مسلمانان را با یهود پیمان شکن مدینه بازگو میکند.
💡 ناآرامیهای ۱۳۹۷ کازرون به درگیری بین مردم کازرون با نیروهای امنیتی و ضد شورش کازرون در روزهای ۲۷ اردیبهشت به بعد گفته میشود.
💡 شیخ الاسلام گفت: کی ادب آنست کی باللّه تعالی معاملت درگیری از پای آب و خاک و دعوت نفس برخیزی، نمیگویی: که من و کرد من، گویی که او و عنایت و توفیق او.
💡 چون باد به هر ناخوش و خوش در گذریم چون شعله بهر خار خسی درگیریم