لغت نامه دهخدا
داستان نویس. [ ن ِ ] ( نف مرکب ) قصه نویس. محرر حکایت. واقعه نویس. سرگذشت نویس. مورخ.
داستان نویس. [ ن ِ ] ( نف مرکب ) قصه نویس. محرر حکایت. واقعه نویس. سرگذشت نویس. مورخ.
اسم مرکب، اسم فاعل: نویسندهای که به نوشتن داستان (اعم از داستان کوتاه، داستانک و یا رمان) میپردازد.
💡 آندری پلاتونوف (روسی: Андре́й Плато́нов) روزنامهنگار و داستاننویس سوسیالیست و منتقد نظام شوروی (حکومت استالین) بود.
💡 احمد اخوت (زاده ۱۳۳۰ در اصفهان) داستاننویس، داستانشناس، مترجم و منتقد ادبی است. وی دارای مدرک دکترای زبانشناسی و نشانهشناسی است. وی از یاران حلقه ادبی جنگ اصفهان بودهاست. همچنین وی عضو شورای نویسندگان فصلنامه زنده رود است.
💡 پدر میچل داستاننویس و استاد دانشگاه است و نام او را به نام نویسنده آناییز نین گذاشت. او در مزرعه ترلون در شهرستان آدیسون، ورمانت بزرگ شد. وی پس از سفر در دوران کودکی به خاورمیانه، اروپا و آمریکای لاتین، در کالج میدلبری تحصیل کرد.
💡 جایزه هنر و ادبیات گمانهزن جایزهای ادبی است که سالانه به فعالان عرصهٔ ادبیات علمی-تخیلی، فانتزی، وحشت در ایران داده میشود. این جایزه نخستین بار حول مسابقه داستاننویسی علمیتخیلی و فانتزی (در حال حاضر مسابقه داستاننویسی گمانهزن) شکل گرفت که اولین دوره آن در زمستان ۱۳۸۴ برگزار شد.
💡 او را از نویسندگان برجستهٔ ایرانی در سده ۲۰م میدانند که ابتکار ویژهٔ داستاننویسی داشته وآثارشان راهگشای نسلی نوگرا شد و نفوذشان به اندازهای بود که واقعگرایی بر داستاننویسی ایرانی چیرگی همیشگی یافت.
💡 وی از سال ۱۳۶۵ به داستاننویسی روی آورد. و تاکنون داستانهایش در مجلات معتبری، از جمله کارنامه (ماهنامه)، آدینه، ماهنامه ادبی نوشتا، عصر پنجشنبه، کلک، ادبستان، گیله وا، سینما و ادبیات چاپ شدهاست.