ینگی

لغت نامه دهخدا

ینگی. [ ی َ ] ( اِ ) ینگه. روشنایی. ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). و رجوع به ینگه شود.
ینگی. [ ی ِ ] ( ترکی، ص ) ینی. در ترکی به معنی تازه و نو است و «ینگی دنیا» که به امریکا اطلاق می شود و به معنی «جهان نو» یا «دنیای نو» است، از آن می باشد.

فرهنگ معین

(یَ گِ ) [ تر. ] (اِ. ) نو، جدید.

فرهنگ فارسی

ینی در ترکی به معنی تازه و نوست و ینگی دنیا که به امریکا اطلاق می شود و به معنی جهان نو یا دنیای نو است از آن می باشد

جمله سازی با ینگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زمینگیرم چنان بر خاک کوی او که پهلو را نشد چون نقش پا، از بستر آرام بردارم

💡 همان‌طور که در الگوریتم تپه‌نوردی بررسی کردیم، این روش جستجوی محلی دارای مشکل قرار گرفتن در بهینگی محلی است. این مشکل تا حدی است که حتی در مورد مسائل ساده‌ای همچون مسئله ۸ وزیر نیز این روش جستجو از درصد موفقیت بسیار پایینی برخوردار بود.

💡 هر ساعتی به شکلی، هر لحظه‌ای بینگی دوداز دلم برآری، خون از جگر بریزی

💡 اوحدی را در غمت ینگی به جز مردن نماند گر بمانی مدتی دیگر برین ینگ، ای پسر

💡 چه فتنه‌ها که نینگیخت چشم پرخوابش چه حلقه‌ها که نیاویخت زلف پرچینش

گیتی یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز