یلی زن. [ ی َ لی / ی َل ْ لی زَ ] ( نف مرکب ) خواننده و سازنده. ( ناظم الاطباء ). خواننده و سازنده را گویند. ( آنندراج ) ( برهان ). یللی زن:
گشته یلی زن همه بر بانگ نی
همچو زنان یله از بهر می.میرخسرو ( از آنندراج ).و رجوع به یللی و یللی زن شود.
(یَ. زَ ) (ص فا. ) خواننده.
۱. کسی که یللی بزند.
۲. آن که در وقت خوشی و شادی بانگ بردارد: گشته یلی زن همه بر بانگ نی / همچو زنان یله از بهر می (امیرخسرو: لغت نامه: یلی زن ).
خواننده و سازنده خواننده و سازنده را گویند
یللی زن: کسی که یللی بزند، آنکه وقت خوشی بانگ زند
خواننده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز دست کودکان شهر گردیدم دل آزرده به صحرا می برم سیلی زنان دیوانه خود را
💡 سر سبز باد تاک که زهاد خشک را سیلی زنان ز سایه خود دور می کند
💡 شاگرد کاوستادش سیلی زند به روی خواهد معذبش که مهذّب کند خصال
💡 زبن رو همی خروشد و سیلی زند به خاک از چرخ برگذاشته فریاد رود رود
💡 بتی دارم که بر خورشید اگر سیلی زند حسنش عجب نبود میان روز اگر پروین شود پیدا
💡 میگزد لبهای دامن پای خواب آلوده را آستین سیلی زند دستی که دور از پل شود