یرا

یرا

لغت نامه دهخدا

یرا. [ ی َ ]( اِ ) چین و شکنجی را گویند که در اندام آدمی و چیزهای دیگر بهم رسد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
- یرا گرفتن؛ درهم کشیده شدن و پژمرده شدن و کوتاه شدن و متقلص شدن و پرچین کردن و پرچین کرده شدن. ( ناظم الاطباء ). به مرض یرا مبتلا شدن. ( یادداشت مؤلف ). تکریش. تکعبش. ( از منتهی الارب ): اقوار؛ یرا گرفتن اندام. تشنن؛ یرا گرفتن و خشک شدن اندام بر استخوان از پیری. اقفعلال؛ یرا گرفتن دست. ( از منتهی الارب ).
- یرا گرفته؛ متقلص و درهم کشیده شده. ( ناظم الاطباء ): مُکْنَع؛ مرد درکشیده و یرا گرفته دست. ( از منتهی الارب ) ( از یادداشت مؤلف ). رجل مقفعالیدین؛ مرد ترنجیده و یرا گرفته دست. ( از منتهی الارب ).
یرا. [ ی َ ] ( حرف ربط ) کلمه تعلیل به معنی زیرا. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(یَ ) (اِ. ) چین و شکن.

فرهنگ فارسی

کلمه تعلیل به معنی زیرا

دانشنامه عمومی

یرا ( به اسپانیایی: Llera, Badajoz ) یک شهرستان در اسپانیا است که در استان باداخس واقع شده است.

جمله سازی با یرا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نه از بهر ویرانی آمد سپاه جز از داد و بخشش نفرمود شاه

💡 به چشم دلیران و مردان جنگ فزون از مژه بود تیر خدنگ

💡 جمله تصویرات عکس آب جوست چون بمالی چشم خود خود جمله اوست

💡 شگفتی بلائی است آن شوم زن که ویران کند بر زن و انجمن

💡 بتو حیران شدن از چشم تر‌ آموخته‌ام روش مردم صاحب نظر‌ آموخته‌ام

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز