یادگیرنده
مترادفها
آموخته، دانشآموز
متضادها
معلم، آموزنده
لغت نامه دهخدا
یادگیرنده. [ رَ دَ/ دِ ] ( نف مرکب ) تعلیم گیرنده. آموزنده. متعلم: رجل ذکور؛ مرد نیکو یادگیرنده. ( از منتهی الارب ). || از برکننده. حفظکننده. بخاطر سپارنده. || هوشمند. رجوع به یادگیر در تمام معانی شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) کسی که چیزی را یاد می گیرد ومی آموزد و بخاطر خود می سپارد.
جمله سازی با یادگیرنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 یکی از مهم ترین کاربردهای ان در علم کامپیوتر است. مخصوصا در حوزه هوش مصنوعی در بخش مهم از آن استفاده می شود و این علم اساس و پایه پیشروی ها در ان حوزه می باشد که یکی از آن ها بخش الگوریتم های تکاملی و ژنتیک است و بخش دیگر در بخش های یادگیری های سیستم های هوشمند توسط الگوریتم های یادگیرنده همچون شبکه های بیزین و شبکه مارکوف که بر پایه روش ها و مدل های احتمالاتی بنیاد شده است.
💡 برای اینکه یک گرافیک به عنوان یک کمک آموزشی بهطور مؤثر عمل کند، یادگیرنده باید بتواند آن را با موفقیت تفسیر کند. این ظرفیت تفسیری یکی از جنبههای گرافیک است.
💡 با استفاده از ادمودو یک ارتباط دو طرفه و مناسب بین یاددهنده و یادگیرنده برقرار میشود.
💡 هر یادگیرنده در ابتدای مسیر آموزش باید از اشتباه کردن نترسد، زیرا خطاها بخشی جداییناپذیر از فرآیند یادگیری و رسیدن به مهارت هستند.
💡 این دوره آموزشی مخصوص یادگیرنده هایی طراحی شده است که میخواهند بدون داشتن دانش قبلی، اصول اولیه برنامهنویسی را به صورت خودآموز بیاموزند.
💡 نقش معلم تنها انتقال دانش نیست، بلکه او باید بتواند انگیزه درونی هر یادگیرنده را برای جستجو و کشف دانستههای جدید تقویت کند.