گل خواندن. [ گ ُ خوا / خا دَ ] ( مص مرکب ) به اصطلاح قماربازان ولایت همه نقد خود را در یک بار برداو نهادن چه وقتی که همه نقد خود را یک بار بر داومی نهند آن وقت لفظ گل به ضم کاف فارسی بر زبان میرانند، چنانچه قماربازان هند در چنین حالتی لفظ جهل به ضم جیم عربی مخلوطالتلفظ بها میگویند. ( آنندراج ).
( ~. خا دَ ) (مص ل. ) در اصطلاح قماربازان همة نقد خود را یکباره بر داو نهادن، در این موقع کلمة «گل » را بر زبان رانند.
( مصدر ) در اصطلاح قمار بازان هم. نقد خود را یکباره برد او نهادن درین موقع کلم. گل را بر زبان رانند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نگردی محرم راز محبت بیشکست دل که چون گل خواندن این نامه میباشد دریدنها
💡 بلبلا نعره مستانه مبارک باشد پیش گل خواندن افسانه مبارک باشد
💡 سر عشق از دفتر گل خواندنم دستور نیست فهم آن معنی ز گفتوگوی بلبل میکنم