گسیلنده
مترادفها
فرستنده، پیامرسان
متضادها
گیرنده، دریافت کننده
فرهنگستان زبان و ادب
{emitter} [مهندسی مخابرات] 1. منتشرکنندۀ امواج الکترومغناطیسی 2. قسمتی از ترانزیستور که حامل ها از آنجا به پایه جریان می یابند
ویکی واژه
۱. منتشرکنندۀ امواج الکترومغناطیسی
جمله سازی با گسیلنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این وسیله از یک کاند نیمهاستوانهای، یک محور گسیل ثانوی و صفحهای که این گسیلنده ثانوی را میپوشاند تشکیل شده بود.
💡 در سیستمهای مخابراتی پیچیده، دستگاه گسیلنده نقش بسیار حیاتی در ارسال سیگنالهای الکترومغناطیسی به ایستگاههای گیرنده در فواصل بسیار دور ایفا میکند.
💡 نقش اصلی این واحد در سازمان، به عنوان گسیلنده اصلی گزارشهای مدیریتی به هیئت مدیره و نهادهای نظارتی در سطح کشور عمل میکند.
💡 مهندسان بر روی بهبود کارایی دستگاه گسیلنده کار میکنند تا شدت سیگنال ارسالی بدون هدررفت انرژی، به حداکثر میزان ممکن در محیط برسد.