فرهنگ فارسی
پسر زو ( زاب ) دهمین پادشاه پیشدادی که نه سال پادشاهی کرد ( شاهنامه بخ. ج ۲۸۲ ۱ ).
پسر زو ( زاب ) دهمین پادشاه پیشدادی که نه سال پادشاهی کرد ( شاهنامه بخ. ج ۲۸۲ ۱ ).
پهلوانی است کهن که فقط شیداسپ و بیوراسپ پیش از او در شاهنامه حضور داشتهاند، او نخستین پیشوای زابلیان و متحد فریدون پادشاه ایران بشمار میرود. چو شاه یمن سرو دستورشان/ چو پیروز گرشاسپ گنجورشان «فردوسی»
گرشاسپ هم مانند اصطلاحات مختوم به آسپ از دو کلمه گرش - آسپ شکل گرفته و ممکن است گرش تصحیف شده قِرِش به معنی کشتار باشد.
💡 یکی نامه بردم به ضحّاک شاه ز گرشاسپ یل، پهلوان سپاه
💡 پسر بود زو را یکی خویش کام پدر کرده بودیش گرشاسپ نام
💡 چو گودرز و چون رستم و گستهم چو برزین گرشاسپ از تخم جم
💡 نه سام نریمان نه گرشاسپ گرد نه چشم یلان نیز چونین شمرد
💡 گذشته ز گرشاسپ تا این زمان نیامد کسی سوی این دژ دمان