گردش کلی
مترادفها
چرخش کلی، گردش عمومی
فرهنگستان زبان و ادب
{general circulation} [علوم جَوّ] حرکت های بزرگ مقیاس، هزار کیلومتر یا بیشتر، جوّ با توصیف آماری
ویکی واژه
حرکتهای بزرگمقیاس، هزار کیلومتر یا بیشتر، جوّ با توصیف آماری.
جمله سازی با گردش کلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پیش انفاسش نیارد دم زمعجز زد مسیح هست شاگردش کلیم الله در علم بیان
💡 در سیستمهای هواشناسی، بررسی گردش کلی تودههای هوا برای پیشبینی دقیق الگوهای آب و هوایی در مناطق وسیع بسیار ضروری است.
💡 گردش کلی سرمایه در اقتصاد یک کشور، مستقیماً بر میزان رفاه عمومی و پویایی بازارهای داخلی و توسعه صنعتی تأثیر میگذارد.
💡 با درک گردش کلی جریانهای اطلاعاتی در شبکههای اجتماعی، میتوان تأثیرگذاری رسانهها بر افکار عمومی را بهتر تحلیل و بررسی کرد.