گدوک

لغت نامه دهخدا

گدوک. [ گ َ ] ( اِ ) گردنه. کتل. راه میان دو کوه که در زمستان برف زیاد در آن جمعشود: گدوک عباس آباد، گدوک اسدآباد و گدوک کندوان.
گدوک. [ گ َ ] ( اِخ ) نام ایستگاه دوازدهم میان فیروزکوه و دوکل ( در راه آهن شمال ) فاصله آن تا تهران 218هزار گز است. این گردنه به ارتفاع 6620 گام است و کاروانسرایی بدانجاست و 12میل از فیروزکوه فاصله دارد. ( سفرنامه مازندران و استرآباد رابینو بخش انگلیسی ص 42، 43 و 157 ).
گدوک. [ گ َ ] ( اِخ ) شهری کوچک است در روم ( آسیای صغیر ) و هوایش به سردی مایل. حقوق دیوانیش 16500 دینار است. ( از نزهة القلوب ص 99 ).

فرهنگ معین

(گَ ) (اِ. ) گردنة کوه، جایی در کوه که برف زیادی می بارد و رفت و آمد مشکل است.

فرهنگ عمید

جایی از کوه که در زمستان برف در آن جمع شود و مانع عبورومرور گردد، گردنۀ کوه.

فرهنگ فارسی

گردنه کوه، جائی ازکوه که درزمستان برف در آن جمع شودومانع عبورومرورگردد
( اسم ) راه میان دو کوه گردنه کتل: گدوک اسد آباد گدوک عباس آباد.

جمله سازی با گدوک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تونل گدوک طولانی‌ترین تونل راه‌آهن در خاورمیانه با طول بیش از ۲۸۸۰ متر است که قطار امروزه آن را در طی مدت ۳ دقیقه و بیست ثانیه طی می‌کند، این تونل دارای ۵۶۰ سانتی‌متر عرض و ۶۰۰ سانتی‌متر ارتفاع می‌باشد و از این لحاظ عریض‌ترین تونل در میان تمامی تونل‌های راه‌آهن در ایران است، همچنین در حدود ۹۰۰ متر انتهای جنوبی آن بلندترین ارتفاع را دارد.

💡 آغ‌بد گدوک یک روستا در ایران است که در شهرستان مشگین‌شهر در استان اردبیل واقع شده‌است. آغ‌بد گدوک ۱۷۲ نفر جمعیت دارد.