گاز گرفتن

لغت نامه دهخدا

گاز گرفتن. [ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) به دندان گرفتن. گزیدن به دندان که به دریدن نرسد. دندان گرفتن. ضَرس؛ گزیدن. تضریس؛ گزیدن به دندان. عض و عضیض؛ گزیدن یا به زبان گرفتن. اعضاض؛ گزانیدن. تعضیض؛ بسیار گزیدن لب از خشم و نیک گزیدن. ( منتهی الارب ). نیب، تنییب؛ به دندان گزیدن تیر را تا سختی چوب آن معلوم گردد و به دندان نشان کردن در آن. ( منتهی الارب ):
چو آگاه شد زآن سخنها گراز
تو گفتی کسی دل گرفتش به گاز.فردوسی.ببردند آن صاع و گفتند راز
سر انگشت خود را گرفته بگاز.شمسی ( یوسف و زلیخا ).گر قناعت کنی به شکر و قند
گاز میگیر و بوسه در می بند.نظامی.تا بود در تو ساکنی بر جای
زلف کش گازگیر و بوسه ربای.نظامی.

فرهنگ معین

(گِ رِ تَ ) (مص م. ) به دندان گرفتن، دندان گرفتن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) گاز زدن: تا بود در تو ساکنی بر جای زلف کش گازگیر و بوسه ربای. ( هفت پیکر )

ویکی واژه

mordere
به دندان گرفتن، دندان گرفتن.

جمله سازی با گاز گرفتن

💡 مسئولان حکومت جمهوری اسلامی دلیل کشته‌شدن معترضان را خودکشی، بیماری زمینه‌ای، گاز گرفتن سگ… و حتی شلیک معترضان به یکدیگر اعلام می‌کنند.

بررسی یعنی چه؟
بررسی یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز