کپنک

کپنک

کلمه‌ی «کپنک» در زبان فارسی به نوعی لباس پشمی و زمستانی اشاره دارد که معمولاً توسط مردم ساده‌زیست، چوپانان یا درویشان پوشیده می‌شده است. این لباس غالباً بالاپوشی گشاد، جلوباز و با آستین‌های بلند بوده و گاهی به صورت بدون آستین نیز ساخته می‌شده است. جنس آن معمولاً از نمد یا پشم بود و به دلیل ضخامت و ساختار آن، گرمای کافی برای فصل زمستان فراهم می‌کرد. کپنک از جمله پوشاک سنتی است که نشان‌دهنده سبک زندگی و شرایط اقلیمی مناطق سردسیر ایران است و در ادبیات و فرهنگ عامه نیز بارها به آن اشاره شده است. در کاربردهای روزمره، این لباس بیشتر با ساده‌زیستی، فقر و زندگی در طبیعت مرتبط بوده است. از نظر تاریخی، کپنک نمادی از پوشش سنتی و عملی مردمان روستایی و عشایر ایران است و نشان می‌دهد که چگونه مردم با شرایط محیطی خود سازگار می‌شدند. در کنار معنا و کاربرد فارسی، در زبان ترکی واژه‌ی «کپنک» به معنای پروانه است که کاملاً متفاوت با معنای لباس در فارسی است.

لغت نامه دهخدا

کپنک. [ ک ِ / ک َ پ َ ن َ ] ( اِ ) نمدی که مردم بینوا در زمستان بر دوش گیرند. ( غیاث اللغات ). پوشش پشمینه که درویشان پوشند و آن تا کمر است و آستین هم ندارد و چون کفن واری است آن را کفنک گفته اند و «فا» به بای فارسی تبدیل یافته است. ( از آنندراج ). جامه نمدین که کردان و بعض روستائیان روی دیگر جامه ها دارند. جامه زبرین شبانان و روستائیان از نمد. جامه خشن نمدین. نیم تنه یا جبه نمدین یا از جامه پشمین خشن کرده. ( یادداشت مؤلف ). جامه مخصوصی که از نمد می مالیدند و بیشتر چوپانان و روستائیان و درویشان و جوانمردان و نیز داش مشدیها در زمستان روی جامه های خود می پوشیدند و آن دو گونه بود: بی آستین و باآستین های بلند؛ کپنک بلند و جلو آن باز است. بالاپوش نمدین. کفنک. ( فرهنگ فارسی معین ). شولا. ( یادداشت مؤلف ). کپنگ. ( آنندراج ): همگنان نذر کردند که اگر بیابند برهنگان را به کپنک و کرباس بپوشانند. ( نظام قاری ص 141 ).
بهتر از اطلس و سقرلاط است
در بر مردم خدا کپنک.باباکوهی ( از آنندراج ).ما که با یک فتنی ساخته ایم وکپنک
بدادایی چه کشیم از فلک و پیر فلک.( از فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

(کِ یا کَ پَ نَ ) (اِ. ) جامه پشمینه ای که درویشان در زمستان پوشند.

فرهنگ عمید

نمدی ضخیم که چوپان ها بر تن می کنند.

فرهنگ فارسی

جلیتغه نمدی ضخیم که سابقاسوارکاران وجنگجویان میپوشیدند
( اسم ) جام. مخصوصی که از نمد می مالیدند و بیشتر چوپانان و روستاییان و درویشان و جوانمرد ان و نیز داش مشدیها در زمستان روی جامه های خود میپوشیدند و آن دو گونه بود: بی آستین با آستین های بلند کپنک بلند و جلو آن باز است با پوش نمدین: [ ما که با یک فتنی ساخته ایم و کپنک بدادایی چه کشیم از فلک و پیر فلک ? ] ( گل کشتی )

دانشنامه آزاد فارسی

کَپَنَک
(در زبان ترکی: پروانه) بالاپوش دراویش، چوپانان، شترسواران و روستاییان. این بالاپوش گشاد، جلوباز، با آستین های بسیار بلند و گاه بی آستین و از نمد بود که در فصل زمستان پوشیده می شد. در قرن ۱۲ق در تبریز تولید می شد.

ویکی واژه

بسنجید با قبا، فارسی میانه kabāh، احتمالاً واژه ای ایرانی ماوراءانهری که از طریق ترکی وارد فارسی شده است.
جامه پشمینه‌ای که درویشان در زمستان پوشند.

جمله سازی با کپنک

💡 گفتمش جامه جان بر قد زیبای شما است گفت پوشیم بیک رنگی رندان کپنک

💡 مخمل سبزه شود خوابگه شاهد دشت کوه بر سر کشد از ابر چو رندان کپنک

💡 چون نسیمی کپنک‌پوش شد از فضل اله جنت و حور و لقا یافته‌ام در کپنک

💡 چون بزنا رد و زلف تو میان دربندد خرقه فقر بود در بر مردان کپنک

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فرازبانی یعنی چه؟
فرازبانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز