لغت نامه دهخدا
کورسو. ( اِ مرکب ) در تداول عامه، نور اندک. روشنایی کم.( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به «کور» و «سو» شود.
کورسو. ( اِ مرکب ) در تداول عامه، نور اندک. روشنایی کم.( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به «کور» و «سو» شود.
(اِمر. ) (عا. ) نور اندک.
( اسم ) نور اندک روشنایی کم.
درتداول عامه نور اندک. روشنایی کم
(عا.)
نور اندک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در میان شیار دایرهای، دو حلقه از جنس سنگهای کبود شکل داده شده که هممحور با کورسوس، یک ورودی نشانهگذاریشده داشتهاند.
💡 تو گواهی ده میان مردمان کورسولست از خدای آسمان
💡 کورسوادان عقل محو کتابند و لوح سینه روشن بود لوح دبستان عشق
💡 همچنین در ۱۸۸۶ شرکت راهآهن لندن و جنوب غربی طرح خط راهآهنی را پیشنهاد کرد که مستقیماً از وسط کورسوسهای استونهنج میگذشت. این طرح اجرایی نشد ولی ده سال بعد هم خط ریلی دیگری در نزدیکی استونهنج در دست طراحی بود.