کنارگذاشتن

لغت نامه دهخدا

کنار گذاشتن. [ ک َ / ک ِ گ ُ ت َ ]( مص مرکب ) بر کنار کردن. دور از دسترس قرار دادن.

فرهنگ فارسی

برکنار کردن. دور از دسترس قرار گرفتن

جمله سازی با کنارگذاشتن

💡 در ایران،ازدواج سفید به‌معنی کنارگذاشتن تعهدات اجتماعی و شرعی نسبت به یکدیگر است و شامل کنارگذاشتن تعهدات عاطفی و اخلاقی یا بی‌بند و باری جنسی نمی شود.

💡 پس از چندی وی را به زنجان-که بر سر کنارگذاشتن رئیس پیشین محکمه آن سامان مشکل داشتند- فرستادند. پس از دو ماه به وی پیشنهاد شد به اراک برود و او پذیرفت، ولی با سر و صدای مردم زنجان که خواستار ماندن او بودند این پیشنهاد پس‌گرفته‌شد. در زنجان نوشتن آذربایجان فی ثمانیة عشر عاماً را از سر گرفت. همچنین به پژوهش دربارهٔ رویدادهای در پیوند با جنبش بابیه در زنجان پرداخت که درآینده در نوشتن کتاب بهایی‌گری از آن‌ها یاری‌گرفت. همچنین اختلاف لهجه زنجانی‌ها و آذربایجانی‌ها کسروی را برانگیخت تا دربارهٔ زبان ترکی آذربایجانی و نوشته‌ها و اثرهای این زبان به پژوهش پردازد.