کسته. [ ک ُ ت َ / ت ِ ] ( ن مف ) کوفته. ( ناظم الاطباء ). || ( اِ ) غله کوبیده باشد که هنوزش پاک نکرده باشند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). غله و برنج کوفته که هنوز پاک نکرده و کاه و پوست آن را نگرفته باشند. ( ناظم الاطباء ). || به فارسی عصی الراعی است. ( فهرست مخزن الادویه ). رستنیی که سرخ مرد و به تازی عصی الراعی نامند. ( ناظم الاطباء ). سرخ مرد را نیز گویند و آن رستنیی باشدبه سیاهی مایل که عربان عصی الراعی خوانند. ( برهان ). || بقله یمانیه که به هندی چولای نامند و گفته اند که آذان الغز است. ( فهرست مخزن الادویة ).
(کُ تَ یا تِ ) ۱ - (اِمف. ) کوفته، کوفته شده. ۲ - (اِ. ) غلة کوفته که هنوزش پاک نکرده باشند یعنی از کاه جدا نشده باشند. ۳ - گیاه سرخ مرد، عصی الراعی، هفت بند.
۱. کوفته شده.
۲. (اسم ) غلۀ کوبیده شده، غله ای که آن را کوبیده اما هنوز از کاه جدا نکرده باشند.
( اسم ) ۱ - کوفته کوفته شده. ۲ - ( اسم ) غل. کوفته که هنوز ش پاک نکرده باشند یعنی از کاه جدا نشده باشد. ۳ - سرخ مرد عصی الراعی هفت بند
کوفته، کوفته شده.
غلة کوفته که هنوزش پاک نکرده باشند یعنی از کاه جدا نشده باشند.
گیاه سرخ مرد، عصی الراعی، هفت بند.
💡 ای آن که پای کوه به دامن شکستهای یک ذره صبر هم به من بیقرار بخش
💡 طاعت که با غرور بود بیخ لعنتست عصیان کزو شکسته شوی تخم اجتباست
💡 گهی شکسته بود گاه بسته گاه ز ده گهی ز سیلی و گاه از تپانچه مرحومست
💡 گرچه دلم شکستی، در زلف خویش بستی مرغ شکسته بالم لیکن خجسته فالم
💡 مرا ز دام رهاکن که آن شکسته پرم که کار ناخنه بالم به چشم دام کند