کرد و مرد

فرهنگ معین

(کُ یا کِ یا کَ دُ مُ ) (ص مر. ) پست و فرومایه، خرد و ناچیز.

فرهنگ فارسی

( صفت ) پست و فرو مایه خرد و نا چیز: [ لاغ این چرخ ندیم کرد و مرد آب روی صد هزاران چون تو برد ]. ( مثنوی )

ویکی واژه

پست و فرومایه، خرد و ناچیز.

جمله سازی با کرد و مرد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر که با شمشیر غلبه کرد و مردم گرد او جمع شدند و راضی بودند، باید از او اطاعت کرد و قیام علیه او حرام است.

💡 چو نزدیکی نرم‌پایان رسید نگه کرد و مردم بی‌اندازه دید

💡 چو بشنید این سخن صوفی ازان ماه یکی آهی بکرد و مرد ناگاه

💡 بپرسید کان کس که بد کرد و مرد ز دیوان جهان نام او را سترد

💡 کو بلی‌گو جمله را سیلاب برد یا نهنگی خورد کل را کرد و مرد

قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
هنگام یعنی چه؟
هنگام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز