لغت نامه دهخدا
کتاب شناس. [ ک ِ ش ِ ] ( نف مرکب ) کتاب شناسنده. کسی که شناسایی به احوال کتابها و مصنفان و مؤلفان و مترجمان دارد. عالم فن کتاب شناسی. ( فرهنگ فارسی معین ). بصیر در شناخت کتاب.
کتاب شناس. [ ک ِ ش ِ ] ( نف مرکب ) کتاب شناسنده. کسی که شناسایی به احوال کتابها و مصنفان و مؤلفان و مترجمان دارد. عالم فن کتاب شناسی. ( فرهنگ فارسی معین ). بصیر در شناخت کتاب.
( صفت ) کسی که شنا سایی با حوال کتابها و مصنفان و مولفان و مترجمان دارد عالم فن کتابشناسی.
{bibliologist} [علوم کتابداری و اطلاع رسانی] متخصص شناخت ساختار و محتوای کتاب
متخصص شناخت ساختار و محتوای کتاب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کتابشناسی ابوالحسن نجفی فهرستی از نوشتههای ابوالحسن نجفی، ادیب و مترجمِ ایرانیِ قرن چهاردهم هجری خورشیدی است.
💡 برای نوشتن این بخش علاوه بر منابع یاد شده در بخش کتابشناسی، از احمد شاملو مجموعهٔ آثار دفترِ یکم:شعرها∗ نیز استفاده شدهاست. تاریخها بهجز مورد اول مربوط به زمان سرودن شعرهای موجود در دفتر شعر مربوطهاست. مورد اول سال انتشار است.
💡 گلچین معانی مقالات ادبی، تاریخی و کتابشناسی زیادی در مجلات مختلف از جمله "ارمغان"، "مهر"، "دانش"، "یغما"، "سپاهان"، "راهنمای کتاب" و غیره نوشته است.
💡 چهار واژه کتاب سنجی، اطلاع سنجی، علم سنجی و کتابخانه سنجی، هر کدام از ترکیب واژه سنجی (متریک) با چهار واژه کتابشناسی، اطلاعرسانی، علم، کتابخانه، به وجود آمدهاند.
💡 ابوالفرج محمد بن ابییعقوب اسحاق بن محمد بن اسحاق (مرگ ۳۸۰ قمری) کتابشناس، فهرستنگار و محقق برجستهٔ بغدادی سدهٔ چهارم هجری و صاحب کتاب الفهرست است.