فرهنگ عمید
= طاسات
= طاسات
( اسم ) جمع: کاس ۱ - کاسه ها جامها پیاله ها. ۲ - نوعی از آلات موسیقی و آن سازهای ضربی است که برای هر صدایی یک سیم دارند و در نوازندگی با آنها انگشتهای دست چپ بروی سیمها قرار نمیگیرد ( مقاصد الحان ) [ کاسات و طاسات دقیق در انداختند و مطربان خوب الحان خوش آواز آغاز... ساز کردند ]. ( سلجوقنام. ظهیری )
{percussion vessels, vessels} [موسیقی] دسته ای از خودصداها که دارای یک یا چند ظرف سفالی یا فلزیِ عمدتاً کاسه ای یا کوزه ای شکل هستند
دستهای از خودصداها که دارای یک یا چند ظرف سفالی یا فلزیِ عمدتاً کاسهای یا کوزهایشکل هستند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نقشهای فسرده بیخبروار مرده ز انعکاسات چشمش چشمشان عبهر آید
💡 کان الدار و الکاسات دارت ریاض اللهو حفت بالاقاحی
💡 فلا تشغلنی یا ساقی بلهو واسکرنی بکاسات کبار
💡 فلا تسق بکاسات صغار بل بطاسات و امددنا بحرات عظام یا عظیم الشأن
💡 و اسکرنا به کاسات عظام فان السکر دفع الهم و الحرد
💡 فبت و ابواب المصائب سابغة اجرع کاسات الهوی غیر سائغة