لغت نامه دهخدا
کاربری. [ ب ُ ] ( حامص مرکب ) عمل کاربر. فیصله دادن امر. کار بپایان رساندن.
کاربری. [ ب ُ ] ( حامص مرکب ) عمل کاربر. فیصله دادن امر. کار بپایان رساندن.
عمل کاربر فیصله دادن امر
عمل کاربر فیصل. امور بانجام رسانیدن کارها بسرعت و خوبی.
[حمل ونقل درون شهری-جاده ای] ← کاربری زمین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این اثر در داخل روستای اسحاق آباد در بخش زبرخان قرار دارد، آن طور که از تصویر ماهواره ای گوگل بر میآید ارگ به صورت دایرهای که ۵ برج دیدهبانی اطراف آن را احاطه کردهاست طراحی شدهاست. کاربری این برجها دیدهبانی و حفاظت از قلعه بودهاست.
💡 این گوشی با اندروید ۱۰ و رابط کاربری مجیک یوآی ۳ عرضه میشود، که از خدمات گوگل پلی پشتیبانی نمیکند.
💡 "با توجه به شواهد موجود میتوان گفت که برخی از فضاها دو طبقه و برخی دیگر یک طبقه ساخته شدهاند، که همین فضاهای یک طبقه عموماً در حاشیه قلعه قرار گرفتهاند و عمدتاً کاربری مسکونی، خدماتی و عامهنشین داشتهاند.