کارآمد

لغت نامه دهخدا

( کارآمد ) کارآمد. [ م َ ] ( ن مف مرکب ) آنکه کارها را به نیکوئی انجام دهد. آنکه کار داند، گوئیم: مردی یا زنی کارآمد است:
بجز فرهاد کورا تیشه آخر بکار آمد
به این فرزانه ده یک مرد کارآمد نمی آید.محسن تأثیر ( از آنندراج ).|| شی قابل استعمال.

فرهنگ معین

( کارآمد ) (مَ ) (ص مف. ) شایسته، کاردان.

فرهنگ عمید

( کارآمد ) ١. کاردان، کارآزموده، شایسته، کسی که کارها را به خوبی انجام می دهد.
٢. چیزی که به کار آید و سودمند باشد.

فرهنگ فارسی

کاردان، کار آزموده، شایسته، کسی که کارهارابخوبی انجام بدهد، چیزیکه بکار آیدوسودمندباشد
( کار آمد ) آنکه کارها را به نیکوئی انجام دهد

ویکی واژه

شایسته، کاردان.

جمله سازی با کارآمد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 البته به علت سیاستهای ناکارآمد و عدم حمایت دولت وبی توجهی مسئولین شاهد کاهش چشمگیر جمعیت و مهاجرت هستیم.

💡 بدو گفت ای به کارآمد وفادار به کار آیم کنون، کز دست شد کار

💡 ۰۰۲، ۰۲۴، ۰۴۵، ۰۶۶، ۰۷۵، ۰۹۰، ۱۷۰، ۸۰۲(مرتب شده) هر چند شاید این کارآمدترین الگوریتم مرتب‌سازی مبنایی نباشد، این نسبتاً ساده‌است و در عین حال بسیار کارآمد.

💡 سرویس‌های خبری مستقل اعلام کرده‌اند که عقل مرسوم در رسانه‌های ایالات متحده این است که این «کارآمد» است. بسیاری از رهبران سیاسی دموکرات نیز همین را تصدیق کرده‌اند.

💡 زمانه را زتو آبی به روی کارآمد روا بود که کنون روی کار بشناسد

💡 کمی نبود ز اسباب عیش بزمش را برون ز خانه به قصد شکارآمده بود

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز