لغت نامه دهخدا
ژد. [ ژَ ] ( اِ ) صمغ و آن چیزی است چسبنده که از ساق درخت برمی آید. ( برهان ). اَنگم. کتیرا.
ژد. [ ژَ ] ( اِ ) صمغ و آن چیزی است چسبنده که از ساق درخت برمی آید. ( برهان ). اَنگم. کتیرا.
(ژِ ) (اِ. ) صمغ، چیزی چسبنده که از ساق درخت برآید.
۱. کتیرا.
۲. انگم، صمغ درخت.
( اسم ) چیزی چسبنده که از ساق درخت بر آید صمغ.
صمغ، چیزی چسبنده که از ساق درخت برآید.
💡 و دیگر به فرخنده مهر اندرا ز دم تا به دم بر درید اژدرا
💡 به هر منزلی کان گذرگاه ماست که هم دیو با شیر و نر اژدهاست
💡 گر نسیم لطف او درکام اژدر بگذرد در دهان اژدها نوش روان گردد لعاب
💡 ابرخس ۵۶۹۴۸ یک ستاره است که در صورت فلکی اژدها قرار دارد.
💡 خبر گرم شد در همه مرز و بوم که آمد برون اژدهایی ز روم