لغت نامه دهخدا
چلا. [ چ ِ ] ( اِ ) چهل روزی که مرتاضان چله نشینند. ( ناظم الاطباء ). || چهل روز ایام نفاسی، یعنی آن مدت پس از زائیدن که زن در آن ناپاک میباشد. ( ناظم الاطباء ).
چلا. [ چ ِ ] ( اِ ) چهل روزی که مرتاضان چله نشینند. ( ناظم الاطباء ). || چهل روز ایام نفاسی، یعنی آن مدت پس از زائیدن که زن در آن ناپاک میباشد. ( ناظم الاطباء ).
(چِ ) (اِمر. ) = چهله: نک چله.
( اسم ) ۱ - چهل روزی که مرتاضان چله نشینند. ۲ - چهل روز ایام نفاس یعنی آن مدت پس از زاییدن که زن نا پاک میباشد.
چهله: نک چله.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مهمترین جاذبه طبیعی اشنویه، دره چلاشی است و ستون کله شین و کتیبه کلهشین از مهمترین آثار تاریخی به جا مانده در این شهر بهشمار میآیند.
💡 ته روشن چلا سوکنّه سون نیر بو! چشم بدو کوتاه نظر، با ته دیر بو!
💡 سپس اسکندر چلاوی و چند تن دیگر، «رشانقه» را از «سادات» جدا کرد و به دستور تیمور هر کس که سید نبود را، «قتلعام» نمودند.
💡 ای بر کچلان دهر سرهنگ حق حفظ کند سرِ تو از سنگ
💡 چلچلا (۱۳۹۶) (تالار حافظ)، به کارگردانی عباس عبداللهزاده