چالشگر

لغت نامه دهخدا

چالشگر. [ ل ِ گ َ ] ( ص مرکب ) شخصی را گویند که خرامان و از روی ناز و عجب و تکبر براه رود. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). خرامنده. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). || مبارز و دلاور و جنگ جوی را نیز گفته اند. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). مبارز و دلاور. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). مبارزی که خرامان بجنگ رود. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). مبارزطلب. هماوردطلب. رزم جوی:
ز گرز گرانسنگ چالشگران
شده ماهی و گاو را سر گران.نظامی.|| و بمعنی حریص و طماع هم آمده است. ( برهان ). || شخص کثیرالجماع. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). حریص در جماع و مباشرت. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

( ~. گَ ) (ص فا. ) ۱ - کسی که از روی کبر و غرور می خرامد. ۲ - جنگجو.

فرهنگ عمید

۱. کسی که از روی کبر و غرور و نخوت می خرامد.
۲. جنگجو، مبارز.
۳. دلیر.

فرهنگ فارسی

کسی که ازروی کبرون وت وغرورمیخرامد، جنگجو
( صفت ) مبارز جنگجو.

ویکی واژه

کسی که از روی کبر و غرور می‌خرامد.
جنگجو.

جمله سازی با چالشگر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ۴. آغازگر/شریک: در این مرحله مدرس نقش یک عضو جامعه/چالشگر را دارد.

💡 به چالشگری سوی او راند رخش برابر سیه خنده زد چون درخش

قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز