پیشکش کردن

لغت نامه دهخدا

پیشکش کردن. [ ک َ / ک ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تقدیم کردن. هدیه کردن کهتر چیزی را بمهتر:
دستارچه ای پیشکشش کردم گفت
وصلم طلبی زهی خیالی که تراست.حافظ.رجوع به پیشکش و شواهد آن شود.

فرهنگ معین

(کِ. کَ دَ ) (مص م. ) تقدیم کردن هدیه ای به کسی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) تقدیم کردن کوچکتر ببزرگتر هدیه ای را: دستارچه ی پیشکشش کردم گفت: وصلم طلبی زهی خیالی که تراست. ( حافظ )

ویکی واژه

تقدیم کردن هدیه‌ای به کسی.

جمله سازی با پیشکش کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چه محل پیش چون تو مهمانی پیشکش کردن را این چنین خوانی

ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز