فرهنگ معین
( ~. گُ ) (ص مر. ) گم و ناپیدا، ناپدید، مفقودالاثر.
( ~. گُ ) (ص مر. ) گم و ناپیدا، ناپدید، مفقودالاثر.
( صفت ) گم شده ناپیدا ناپدید مفقود الاثر.
گم و ناپیدا، ناپدید، مفقودالاثر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گورخان را چو گور در خُم کرد رفت از آن گورخانه پی گم کرد
💡 پی گم مکن ای سالک اگر طالب مائی کز اشک روان سرخ بود رهگذر ما
💡 پا نهادستند هم بر فرق خود چون دایره کعبه در دنبال بود از رشک پی گم کردهاند
💡 زمین همچو گردون بر انجم بدی ز بس لعل در زیر پی گم بدی
💡 این جواب آن غزل صائب که میگوید فصیح «میروم در آتش و از دود پی گم میکنم»
💡 ترا میبینم اندر پرده اینجا که دیدت باز پی گم کرده اینجا