فرهنگستان زبان و ادب
{cover} [عمومی] پوشش محافظ برای اشیایی مانند لباس و کتاب * معادل "پوشن" از ترکیب "پوش" و "ـَ ن" (پسوند اسم ابزارساز ) ساخته شده است.
{cover} [عمومی] پوشش محافظ برای اشیایی مانند لباس و کتاب * معادل "پوشن" از ترکیب "پوش" و "ـَ ن" (پسوند اسم ابزارساز ) ساخته شده است.
💡 ز شوخچشمی خویشند غافلان محجوب برهنه است دو عالم اگر نظر پوشند
💡 آنطور که به آنها گفته شده بود، قرار بود که آنها فقط راه بروند و به زبانِ خود صحبت کنند و لباسهایِ محلی خود را بپوشند.
💡 میزند یادت از آنرو که چو رخت گرما پوشنی را زبر خویش جدا میداری
💡 از تیر حادثات زمان جان نمی برد پوشنداگر دوصد زره وگستوان به فارس
💡 کس از زبان تو، با ما سخن نمیگوید چه نکتهایست که پوشند اهل راز از هم
💡 جامه شهپر طاوس در او می پوشند بیضه زاغ اگر در ته پر می گیرند