پسردائی
لغت نامه دهخدا
پسردائی. [ پ ِ س َ ] ( اِ مرکب ) پسربرادر مادر. پسر نیا. ( نیا بمعنی خالوست. برهان قاطع ). پسرخال. پسرخالو. || پسر نیای پدری.
ویکی واژه
cugino
جمله سازی با پسردائی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از کشته شدن ریچارد در نبرد ویکفیلد در ۱۴۶۰، ادوارد مدعی تاج و تخت انگلستان شد. او در ۱۴۶۱ وارد لندن گردید و پس از فتح پایتخت با کمک پسردائی خود ریچارد نویل، ارل وارویک و معرفیش به عنوان ادوارد چهارم، پادشاه جدید انگلستان از سوی او، موفق به شکست کامل لنکسترها در نبرد تاوتون و تثبیت موقعیت خود به عنوان پادشاه جدید گردید.