پرکار

مترادف‌ها

کوشا، سخت‌کوش

متضادها

بیکار، تنبل، کم‌کار

لغت نامه دهخدا

پرکار. [ پ ُ ] ( ص مرکب )( مردی... ) شدیدالعمل. فعال. که بسیار کار کند. مقابل کم کار. || نقاشی و قلمزنی و قلابدوزی و گلدوزی و تذهیب و گچ بری... و امثال آن که در آن کار بسیار کرده اند. مقابل کم کار. || نقاش ( ؟ ). ( رشیدی ). || مشغول. پرمشغله ؟:
چنین گفت پرکار ( ؟ ) چرخ بلند
که آمد بدین پادشاهی گزند.فردوسی.طبعم ز تو پرکار و دل از رنج تو پربار
رازم ز تو پیدا و تن از ضعف نه پیدا.مسعودسعد.
پرکار. [ پ َ ] ( اِ ) پرگار. فرجار. رجوع به پرگار شود.

فرهنگ معین

(پُ ) (ص مر. ) فعال، پرتلاش.

فرهنگ عمید

۱. کسی که بسیار کار بکند، فعال.
۲. ویژگی تابلو نقاشی یا پارچۀ قلاب دوزی که در آن نقش ونگار و ریزه کاری بسیار باشد.
۳. ویژگی آنچه در ساختن و درست شدن آن ظرافت به کار رفته باشد.

فرهنگ فارسی

فعال، کسی که بسیارکارمیکند، ونیزتابلوی نقاشی، یاپارچه قلاب دوزی که در آن نقش ونگاربسیارباشد
( صفت ) که بسیار کار کند فعال مقابل کم کار.

ویکی واژه

فعال، پرتلاش.

جمله سازی با پرکار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 با رخ ساده کنی خون دل پرکاران را در زمان خط شبرنگ چها خواهی کرد

💡 فتنه و آشوب از هرسو به من رو کرده‌اند تا دگر چشمان پرکارش چه جادو کرده‌اند

💡 رفته رفته حسن پرکار ترا تسخیر کرد ساده لوحی عاقبت آمد به کار آیینه را

💡 در انتظار شد از بهر اعتدال هوا بریده گشت و ز هم ریخت دو را پرکار

💡 برهم آوردچو پرکار زبیمت سروپای آنکه دل راست نبد باتو بسان مسطر

💡 کارمندان پرکار و با انگیزه در یک سازمان، نقشی بسیار حیاتی در پیشبرد پروژه‌ها و رسیدن به اهداف استراتژیک شرکت در کوتاه‌ترین زمان ممکن ایفا می‌کنند.

💡 کشاورزان پرکار در مناطق خشک، با استفاده از روش‌های نوین آبیاری و مدیریت منابع، تلاش می‌کنند تا محصولات خود را در شرایط سخت آب و هوایی تولید کنند.

💡 او فردی بسیار پرکار است که روزانه ساعت‌های طولانی را صرف مطالعه و تحقیق می‌کند تا بتواند در رشته تخصصی خود به دانش بسیار بالایی دست یابد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران