پرستیده

مترادف‌ها

پرستش شده، معبود

لغت نامه دهخدا

پرستیده. [ پ َ رَ دَ / دِ ] ( ن مف ) معبود.

فرهنگ معین

(پَ رَ دِ ) (ص مف. ) پرستش شده.

فرهنگ عمید

کسی که او را بپرستند و ستایش کنند، پرستش شده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) پرستش شده عبادت شده معبود.

ویکی واژه

پرستش شده.

جمله سازی با پرستیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 محمد داندامایف معتقد است که هم کوروش و هم کمبوجیه میترا را به عنوان خدای بزرگ می‌پرستیده‌اند.

💡 علیست آنکه همی آخت ذوالفقار دودم که تا خدای پرستیده شد به یکتایی

💡 آشور در شهر آشور پرستیده می‌شد که در نیمه هزاره سوم پیش از زایش مسیح، پایتخت امپراتوری آشور بود.

💡 وَ الَّذِینَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ و ایشان که بپرهیزیدند از پرستیده‌های ناسزا، أَنْ یَعْبُدُوها که آن را پرستند، وَ أَنابُوا إِلَی اللَّهِ و با اللّه گشتند ببندگی، لَهُمُ الْبُشْری‌ ایشانراست بشارت، فَبَشِّرْ عِبادِ (۱۷) بشارت ده بندگان مرا.

💡 دو یار یک دل اگر در زمانه می بینم خدای را نپرستیده ام به یکتایی

💡 که جز مدیح ترا گر پرستدی نفسم همان بود که پرستیده است شیطان را

💡 او در تمام طول زندگی خود، به ارزش‌های انسانی و اصول اخلاقی پایبند بود و همواره به عنوان کسی شناخته می‌شد که خدایان را پرستیده است.

💡 در اسطوره‌های قدیمی، قهرمانانی وجود داشتند که با ایمان فراوان و اراده‌ای پولادین، خدایان و نیروهای طبیعت را پرستیده و در راه آن‌ها مبارزه می‌کردند.

💡 بسیاری از تمدن‌های باستان، عناصر طبیعت مانند خورشید و ماه را به عنوان موجوداتی مقدس می‌دانستند که توسط مردم آن دوران به شدت پرستیده می‌شدند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران