پارچ

لغت نامه دهخدا

پارچ. ( اِ ) آب پاش بزرگ. || ظرفی از مس یا سفال که چون کوزه سرگشاده است.

فرهنگ معین

( اِ. ) ظرف آبخوری سرگشاد.

فرهنگ عمید

ظرف آبخوری دسته دار بزرگ و دهان گشاد، از جنس بلور، سفال، یا فلز.

فرهنگ فارسی

ظرف آبخوری بزرگ دهان گشادبلوروسفالی یافلزی
( اسم ) ۱ - آب پاش بزرگ. ۲ - ظرف آبخوری سر گشاد سفالین یا بلورین و یا فلزی.
آب پاش بزرگ یا ظرفی از مس یا سفال که چون کوزه سرگشاده است

دانشنامه آزاد فارسی

ظرفی دسته دار با دهانی گشاد از جنس شیشه، مس، بلور، فلز، سفال و یا جنس دیگر، برای استفاده و نگهداری آب و دیگر مایعات. دستۀ این ظرف از یک طرف روی بدنه و از طرف دیگر به دهان یا گردن متصل است و از آن برای ریختن مایعاتی که درونش نگهداری می شود، استفاده می کنند. به سبب شباهت فراوان این ظرف با تُنگ، گاهی این دو واژه به جای یکدیگر به کار می روند. از این ظرف از گذشته تاکنون استفاده شده است و امروزه از جنس های دیگر نیز ساخته می شود.

ویکی واژه

ظرف آبخوری سرگشاد.

جمله سازی با پارچ

💡 سیاست دفاعی ارتش استونی تضمین خفظ استقلال و حامیت دولت، یکپارچگی زمینی، آب‌های بین‌المللی و حریم هوایی و قانون اساسی این کشور و همین‌طور همکاری با کشورهای عضو ناتو و اتحادیه اروپا است.

💡 گفتمش چیست دگر گفت یکی طرفه نطاق از دو پیکر که یکی پارچه از بهرمن است

💡 اهلی از برق جهانسوز غمت بی خبرست ورنه این خرقه صدپارچه پیراسته است

💡 اندام‌زایی در اصل فرایندی است که به وسیلهٔ آن برون‌پوست، درون‌پوست و میان‌پوست به صورت یک اندام یک‌پارچه ادغام می‌شوند.

💡 در مهندسی برق، تبدیل انتگرال فوریه برای تجزیه و تحلیل سیگنال‌ها به‌کار می‌رود. رفتار مقاومتها، خازنها، و القاگرها می‌تواند با استفاده از این راه و با تصور مقاومت‌هایی که مقدارشان به بسامد وابسته باشد (که امپدانس خوانده می‌شوند) یک‌پارچه منظور شود.